طوایفی که در حال حاضر در بلوچستان زندگی می کنند به نظر می رسد، بعد از طایفه ملک ها یا ملکان به بلوچستان آمده و سکنی گزیده اند. ملک ها خود نیز بعد از طایفه بزرگ رند این سرزمین را به تملک در آورده اند، رند ها نیز طوری که سینه به سینه نقل شده است. قبل از اسلام در این سرزمین زیسته اند. در متون تاریخی که از بلوچستان یاد شده است، از رندان وسیه سوار ویزدگرد سوم صحبت به میان آمده است. و اکثر این طوایف بزرگ هم در بلوچستان شرقی و یا پاکستان و افغانستان هم وجود داشته، وهم اکنون زندگی می کنند. طایفه برهان زهی یکی از این طوایف بزرگ بلوچ بوده، و شاید بتوان گفت این که یکی از بزرگترین طوایف بلوچ که تقریباً در هر سرزمین که زندگی می کنند نام خانوادگی و طایفه ای خود را با خود دارند. مگر مواردی اندک. هم اکنون طایفه برهان زهی در افغانستان، بلوچستان شرقی بصورت قابل توجّهی در (کوه عامری– دالبندان، کویته، کوندی، کراچی .. ...) وبلوچستان ایران (زاهدان– زابل، خاش، سراوان، و کلگان (فاضلی ها) و پسکوه از (نبیره نَمُرد) ایرندگان، کوه بیرگ و گونیچ و کار و اندر (به اسم بامری بنگه ای) و دامن، ایرانشهر و زهکلوت، بمپور مشهور به (میر شاهی) یا (میرشازهی) لاشار  ودشتیاری زندگی می کنند. زندگی اغلب این طایفه در بلوچستان افغانستان کشاورزی و دامداری است. و تعداد اندکی سواد درحّد خواندن و نوشتن، در پاکستان نیز دامداری و کشاورزی، وتعداد بیشتری به نسبت ساکنین پاکستان سواد وتحصیلات عالیه خیلی کم دارند. واکثریت جمعّیت آنها بنابه طبیعت زندگی شان که در کوهها و دشت ها و روستا ها هستند. بیسوادند. و در بلوچستان ایران تعداد زیادی زندگی می کنند و تقریباً سواد دارند، و کمتر بیسواد. معدودی تحصیلات عالیه دارند.  در مورد تاریخچه طایفه برهانزهی سند مکتوب و معتبری وجود ندارد، که ثابت کند این طایفه از کجا وکی به این خطّه کوچ کرده است.  آنچه که شنیده شده است روایت می شود. آنچه که از بزرگان قدیم سینه به سینه نقل شده است، حاکی است که طایفه برهانزهی قبل از اینکه به ایرانشهر بیاید، درخاش می زیسته است، کما اینکه تعدادی از طایفه برهانزهی از نوادگان امیر خان و تعدادی از نوادگان نمرد برادر امیر خان در خاش (میرزا آباد) لاشار، سرمیچ  زندگی می کنند. طوری که می گویند طایفه برهانزهی درخاش دارای هفت رشته قنات بوده است. که به مرور زمان آنها را از دست داده اند. امیر خان گویا چهار برادر به نام های مندوست خان که هم مادر امیر خان است و مادرشان از طایفه کرد می باشد داشته است. وآشور و نمرد که هم مادر بوده اند. بر اثر اختلاف طایفه ای بین طایفه کرد و برهانزهی بوجود می آید. دراین اختلاف طایفه کرد امیر خان را که برای بازدید رشته قنات میرزآبادی رفته است، و از نظرنسبت خویشاوندی پسر خاله کرد ها می باشد، و علاوه بر این خواهر سردار طایفه کرد  را هم که از نظر قرابت خویشاوندی بین شان دختر دائی اش بوده است، به ازدواج در می آورد، که در برگشتن از بالای قنات توسط مردان طایفه کرد کشته می شود. بعد از وقوع این حادثه سه برادر دیگرش به نام های مندوست و نَمُرد و آشور از شهرشان کوچ می کنند وبا گروهی از مردان طایفه به خونخواهی امیر قیام می کنند، عهد و پیمان می بندند، که هفت نفر بخاطر خون امیر از طایفه کرد بکشند. بنابراین باچاره اندیشی شان هفت نفر را هنگامی که خان کرد بین سپاهیان شوره مهمات تقسیم می کند، آنها گلوله ای داخل شوره ها قرار بدهند، تا شوره ها آتش بگیرد. و شماری کشته شوند. برای به اجرا در آوردن

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات()