لیکو و شعر بلوچستان

ترانه های تاریخی: کهن ترین ترانه های تاریخی موسوم به «دپتر شاعری» (ترانه های اصل و نسب) به نخستین مهاجرت های بلوچ از حلب،وطن افسانه‌ای آن ها پرداخته اند. از این ترانه ها تعدادزیادی موجود است.

ترانه های قهرمانی: نخستین و مهمترین آنها را می‌توان مجموعة چاکر خواند. این مجموعه دربرگیرنده‌ی ترانه های بیشماری دربارة میرچاکر قهرمان افسانه‌های بلوچ است.

بیشتر این ترانه ها به جنگ سی سالة  میان رندها و لاشاری ها پرداخته و نمونه  بسیار خوبی از شعر حماسی است. بر اساس شواهد موجود در متن ترانه ها، سروده ی سده‌ی نهم بوده است.

«دوْدا بالاچ» پس از مجموعة چاکر شاید مهمترین است. دوْدا سرکردة گورگیج های رند و بالاچ پسر یا برادر او بود.

 موضوع جنگ های مزاری ها نیز مجموعه ای به نام «مجموعة مزاری» تشکیل میدهد که  قهرمانی های بهرام خان سرکردة مزاری ها در نبرد با گلمحمد برهویی را دربرمی‌گیرد.
جنگ نلی، مرثیه حماسی همل، همل جییند و پرتغالی‌ها، همل جییند و شیر، جنگ چاكر رند كولوایی، عزت و میروك، كیا و سدو، شهداد و مهناز، جنگ سوسمار، میركنبر، بالاچ گیج، لله و گراناز، كهراب خان نوشیروانی، قول بلوچی، نودبندگ لاشاری، شی مرید و هانی، دوستین و شیرین، شالی و میرابراهیم از جمله حماسه‌های مردم بلوچ  است.

 

دكتر مرتضی رضوان‌فر، رئیس پژوهشكده مردم‌شناسی می گوید: حماسه‌های مردم بلوچ، داستان‌های منظوم این قوم ایرانی را كه سینه به سینه روایت شده، دربردارد. روایت‌های منظوم حماسی قوم بلوچ از دوره‌ها و سال‌های دیر و دور گذشته و با تجربه‌های تلخ و شیرینش آمیخته و حكایت از تاریخ پرفراز و نشیب اما یك‌دل و پیوسته آن با سرزمین ایران دارد.
در افسانه‌های بلوچ، قهرمان بلوچ «همل» آنگاه كه به نگهبانی از میهن خود چون جدش رستم در برابر كشتار‌های پرتغالیان بسان كوه قد می‌كشد و هنگامی كه پهلوانان عاشق از عشق می‌گویند و شوریده سر، پیمانه دلدادگی را تا آخرین جرعه سر می‌كشند، شاعر از زبان آنان شوریده حال چكامه می‌سراید.

همل فرزند جینر، پهلوانی است که نامی ماندگار در ادبیات شفاهی، داستان های مردمی و اشعار حماسی بلوچستان دارد. پانصدسال سال پیش بود که همل در تاریخ ایران ظهور کرد و نقشی ماندگار از خود به یادگار نهاد. او با اخلاق پهلوانی و آداب  عیاری به حمایت از بی پناهان  و رسیدگی به امور محرومان می پرداخت.

دولت مرکزی ایران در آن سال ها گرفتار پریشانی و آشفتگی بود . از این رو اشغالگران پرتغالی که با سلاح آتشین در سواحل ما پیاده می شدند تنها با مقاومت‌های محلی روبه رو بودند.همل از مردان توانا و غیور سواحل جنوب از قبیله هوت و از میان مردم بلوچ به میدان آمد. او راه های زمینی، دریایی و سواحل جنوبی ایران را به خوبی می شناخت و در میان مردم از پایگاه و جایگاه ویژه ای برخوردار بود.  به زودی گروه های وسیعی از دلاوران پیرامون او جمع شدند و یورش به دشمن را آغاز کردند. این جنگ و گریز سال ها به طول انجامید و بسیاری از مرزهای آبی جنوب کشور را دربرگرفت. توپ های آتشین نیزنتوانست شعله این قیام را خاموش کند.  همل با کمک قبایل و مردم در همه جا حاضر بود و بر دشمن یورش می برد.هر چند از پایان زندگانی  همل  آگاهی چندانی در دسترس نیست ولی نام و یاد او در افسانه ها، لالایی ها و ترانه های محلی در «لارو، پشت تاکی، نازنیگ» باقی مانده است. در آخرین گزارش ها درباره همل گفته شده است که او برای دفاع از ایران با گروهی از یاران خود به دریای مکران (عمان) زدو در دریا ناپدید شد.  تاریخ در این زمینه خاموش است، اما داستان های مردم درباره همل بیان می کند که او تا پایان عمر با دشمن سر آشتی نداشت  در اسارت هم به پیشنهادها و امتیازهای فراوان اجانب روی خوش نشان نداد.

 داستان های عاشقانه نیز بسیارند.بسیاری از قهرمانان و بازیگران این رویدادها خود از جملة شاعران شمرده میشوند ـ مانند بیبرگ بالاچ قبیل جط و گوهرام ـ و ترانه های بسیاری به آنها منسوب است.

قدیم ترین شاعر مهمی که آگاهی اندکی درباره اش در دست است جام درک شاعر دربار نصیرخان اول در کلات است که اشعار عاشقانه اش هنوز در یادها مانده است و مردم آنها را میخوانند.

قرن سیزدهم قرن شکوفایی ادبی بلوچ بود و به یادگار هر رویدادی، شاعرانی که نام و محل ایشان مشخص است ترانه ای سروده اند. شهر مند در ناحیة غربی درة کچ ، سرزمین ملا فضل و ملا  قسیم که هر دو در نیمة اول قرن می زیستند اهمیتی ویژه داشت. عزت الله پنجگوری لاچ سیبی و نورمحمد بمپشتی از بلوچستان ایران و ملا  بلْنامه حسان از باهو کلات در همین ناحیه نیز مهم اند.

در نیمة دوم قرن سیزدهم و نیمة اول قرن چهاردهم نیز شاعرانی چونان فقیر شیرجان از نوشکی ملا اسماعیل تمپی از کچ که استاحسان زرگر اهل کچ و ملاغلام نبی خارانی کلوه ای بوده اند که ترانه های روایی و نیز عاشقانه سروده‌اند.

 جنگ های انگلیس و افغان و سر رابرت سندمن که با آنان قرارداد صلح بست نیز ترانه های مهم تاریخی پدید آورد. یکی از این ترانه ها لشکرکشی ژنرال ویلشر را در سده نوزدهم به کلات شرح میدهد.  سندمن نیز به صورت افسانه ای درآمد و شعرهای بسیاری دربارة «سنْمنْ ساهب» (سندمن صاحب) سروده شد. 

 

لیکو:لیكو یكی از گونه های ادب شفاهی و همچنان گونه‌ای از موسیقی بلوچ هااست كه مانند دوبیتی های زبان دری و لندی های پشتو، توسط‌مردم به صورت شفاهی سروده شده است و به همین شیوه در بین مردمان  انتشار یافته، و از سینه‌ای به سینه‌ی دیگر بال گشوده است. 

لیكو دارای مصراع های ده هجایی است كه عشق و احساسات و عواطف مردم  بلوچ را بازتاب می‌دهد:

شب چون قرارانت

تهی كوشانی توارانت  

برگردان پارسی:در شب آرام

آواز قدم های ترا می‌شنوم.

**

بیا برون یاشكا

بال بكن چو چاشكا  

برگردان پارسی:بیا كه آن طرف دریا برویم

مانند مرغابی پرواز كن

**

با سوادی دیگر
خط‌ام را خواندی و
راز دل‌ام را تمام
دانستی.

**
دندان‌هات،
شیرِ تازه‌اند؛
چشم‌هات،
تیرِ برنو.

لیکو بیانگراندوه و جدایی است. بسیاری از نمونه های موسیقی بلوچستانچون لیلو (لالایی)موتک( مویه ) برخی از آوازهای کار و آوازها و ترانه های بلوچی بر اساس این مقام شکل می گیرند. لیکوگونه‌های مختلفی دارد که هرگونه مربوط به یک ناحیه یا محل ویا تیره خاص است، مانند لیکو دلگانی که لیکوی منطقه ایرانشهراست.

***

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات()