تبلیغات
معرفی شهرستان زابلی

زابلی


شیرمحمد اسفندار

استاد شیرمحمد اسپندار  " تنها نوازنده " دو نلی" در کشور در سال 1310 در شهر "بمپور" سیستان و بلوچستان دیده به جهان گشود. وی از نوجوانی به نواختن نی علاقه زیادی داشت و از 10 سالگی فراگیری ساز "نل" (نوعی نی) را آغاز کرد.
اسپندار در سفری که به "کراچی و سند" رفته بود، "دونلی" یا "جفت نی" را نزد استاد خود "جمال شاه" که از دونلی زنان مشهور زمان خود بود، فراگرفت. با استعدادی که داشت در نخستین مسابقه دونلی نوازی که شرکت کرد، توانست مقام نخست رقابت ها را کسب کند

اکنون استاد "شیرمحمد اسپندار" مشهورترین "دو نلی" نواز ایران و جهان است که اجراهای مختلف در جشنواره ها و فستیوال های بزرگ توانست وی را به عنوان یکی از نوازندگانی که سازی غیرمعمول را با توانایی غیرقابل وصف اجرا می کند، به جهانیان بشناساند.
مردی كه فقر سالیان جوانی و كودكی گردی از اندوه را بر چهره اش نشانده. او هنوز هم نمی داند كه سن واقعیش چقدر است. چون شناسنامه اش را به موقع نگرفته اند. شیرمحمد ترجیح می دهد كه به جای حرف زدن دونلی بنوازد. معتقد است كه با این ساز بهتر می تواند بگوید. این آدم كه یكی از افتخارات موسیقی ایران به شمار می رود. شیرمحمد نوازنده ای است كه باورش می كنیم و به عنوان نماینده یك گوشه دورافتاده از سرزمین به رسمیت می شناسیم.
شیرمحمد در سنین کودکی به دلایل مختلف راهی پاكستان می شود. ظاهراً رفته بوده آنجا تا كار كند. به هرحال دست تقدیر او را با نوازنده ای نی نواز آشنا می كند. آن نوازنده هم عشق نی را به جان او می اندازد و شروع می كند به یادگرفتن. شیرمحمد یكی از ستاره های درخشان هر جشنواره داخلی و خارجی است. هیچ رادیوی خارجی را نمی توان نام برد كه سعادت پخش یكی دو ساعت از هنر این نوازنده شهیر را نداشته باشد.
چقدر دل انگیز است وقتی كه آن پارچه مخصوص «كمر صحبت» را به پاهایش می بندد و كلاه كوچكش را جابه جا می كند و آماده می شود برای نواختن. روایتی كه در نوع نواختن او وجود دارد ما را به دنیای شن های روان و هوهوی باد دعوت می كند. سیروسلوكی كه اسپندار با سازش طی می كند هیچ تنهایی را بر نمی تابد. تمام تصاویر ریز و درشت قافله شترها و ساربانان گردآلود، قافله های اجدادی، روح یك ملت نازنین، همگی و همگی در نوای ساز او حضور دارند. شیرمحمد گویی از عمق تاریخ سرزمین اش می آید. امیدوار، پابرجا و دست های همیشه پینه بسته.
اسپندار از همان دوران جوانی یك رفیق صمیمی پیدا می كند كه همواره همراه اوست. بله. سازش. خودش در جایی گفته: «دونلی یعنی شیرمحمد.» معنای این حرف آن است كه مشكل بودن یادگیری این ساز پذیرش هیچ شاگردی را ممكن نمی سازد. دونلی سازی است كه فقط شیرمحمد می تواند بنوازدش و بس. ای كاش این گونه نبود. ای كاش دونلی با شیرمحمد تمام نمی شد و اصلا ً ای كاش شیرمحمد هیچ وقت تمام نمی شد. به نظر می رسد آدمی با این وسعت جهانی و آن كهولت سن دیگر نباید بیل بزند. شیرمحمد پیر است گرچه همواره روایت های تازه و بكری از سازش می شنویم اما طبیعت خشن منطقه و یك عمر كار طاقت فرسا به هرحال كار خودش را می كند. ای كاش تدبیری اندیشیده می شد كه او فقط و فقط بنوازد.
استاد برای شرکت در جشنواره ها و اجرای برنامه به کشورهای مختلفی از جمله "کلمبیا، اکوادور، پاناما، ایتالیا و فرانسه سفر کرده و یگانه زمانه خویش در نواختن "دو نلی" است .وی درجه دکترای افتخاری خود را از دست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت دریافت کرد و آثار متعددی از خود به یادگار گذاشته است.استاد اسپندار اکنون در شهرستان ایرانشهر (325 کیلومتری جنوب زاهدان) ساکن است و 88سال سن دارد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

ایران سرزمینی بزرگ و پهناور و دارای تمدنی بسیار بالایی می باشد.این سرزمین دارای ویژگی های خاص خود می باشد و دارای اقلیم های آب وهوایی مختلف و همچنین اقوام مختلفی می باشد که هر کدام دارای آداب و رسوم و فرهنگ ویژه خود می باشند.

همچنین به دلیل موقعیت خاص خود دارای جاذبه های تاریخی، فرهنگی، طبیعی بسیاری می باشد.

در این میان استان سیستان و بلوچستان دومین استان کشور از نظر مساحت می باشد و به دلیل موقعیت سوق الجیشی و آب و هوائی ویژه خود با توجه به فرهنگ و تمدن دارای قدمت خود مورد بی توجهی قرار گرفته و به همین دلیل می خواهیم که در مورد تاریخچه و فرهنگ و آداب و رسوم اقوام این استان مقاله ای تهیه کنیم تا حدالامکان  تاریخ و فرهنگ اقوام این استان از انزوا خارج شود.

بلوچستان:

بلوچستان از7 شهرستان، 25 شهر، 27 بخش و77دهستان تشكیل شده است. شهرستانها عبارتند از: ایرانشهر – خاش – زاهدان – سراوان –سرباز- چابهار – نیكشهر.

- جشن ها و اعیاد ملی و مذهبی:

در استان سیستان و بلوچستان برخی از اعیاد و جشن های ملی و مذهبی بسیار با شکوه و برخی دیگر به شکل معمولی برگزار می شود. از اعیاد ملی، عیدنوروز در منطقه رونق زیادی ندارد ، ولی اعیاد مذهبی نظیر عیدفطر و قربان بسیار باشکوه و با مراسم خاصی برگزار می شود.

به طور اجمال به چگونگی برگزاری این اعیاد اشاره می شود:

- عید نوروز:

برگزاری عید نوروز در گذشته چندان مورد توجه مردم منطقه قرار نمی گرفت. در سالهای اخیر بر اثر تماس با مردم دیگر نقاط، عید نوروز بیشتر در نقاط شهری جشن گرفته می شود. مردم در ایام نوروز لباس نو می پوشند و به دیدار یکدیگر می روند. مردم بلوچستان روز عید به کوه تفتان می روند و در بزرگداشت جشن نوروز شادی می کنند.خصومت ها را در روزهای عید نادیده  می گیرند و صلح و آشتی می کنند.

- عید سعید فطر:

یکی از اعیاد بزرگ استان عید فطر است. در این روز مردم لباس نو می پوشند و پس از 30 روز روزه داربودن در محل هایی به نام “عیدگاه” جمع می شوند و نماز عیدفطر برپا می دارند و فطریه می دهند و پس از آن به خانه مراجعت می کنند و سپس به خانه خویشان و اقوام خود می روند و عید را تبریک می گویند. روز عیدسعیدفطر یکی از روزهای مهم در نواحی مختلف بلوچستان به شمار می رود.

- عید قربان:

یکی دیگر از اعیاد بزرگ مردم استان عید قربان است. در این عید مردم لباس نو می پوشند و در محل “عیدگاه” جمع می شوند. در این روز معمولاٌ چند خانوار با هم شتری را قربانی می کنند و گوشت آن را به فقرا و مستمندان احسان می کنند. پس از خاتمه مراسم قربانی دید و بازدید شروع می شود و به خانه دوستان و اقوام و آشنایان می روند و حلالیت می طلبند. مراسم دید و بازدید این عید تا سه روز ادامه می یابد.

- مراسم عروسی :

ازدواج و جشن و سرورهای مربوط به عروسی مهمترین مراسم شادی آور مردم بلوچستان است. ازدواج تحکیم کننده روابط خویشاوندی و گسترش دهنده تیره و طایفه است و معمولاٌ در داخل تیره ها و طوایف و مبتنی بر روابط خویشاندی صورت می گیرد. خواستگاری متضمن آشنایی قبلی والدین می باشد و دختر و پسر در این گزینش نقشی ندارند. سن ازدواج برای پسران حدود 15 الی 18 و برای دختران 13 تا 14 سال است.

برای خواستگاری رئیس خانواده پسر به خانه پدر دختر می رود و پس از صرف چای و انجام صحبت های متفرقه موضوع را با وادین دختر در میان می گذارد و چند روز به انتظار پاسخ می مانند. از طرفی مادر دختر موضوع را با دختر در میان میگذارد.

اولین مرحله عروسی بعد از مراسم خواستگاری مراسم شیرینی خوران است. در این مراسم لباسهای عروسی تحویل می شود، مهمانان با شیرینی، نقل، چای و خرما پذیرایی می شوند و از آن پس، دختر برای پسر نامزد می شود.

در دوران نامزدی در عید فطر، قربان و عیدنوروز، اگر داماد در موطن خود باشد پدر عروس او را دعوت می کند و داماد پس از مهمانی مبلغی به عنوان عیدی به همراه گوسفندی به خانواده عروس پیش کش می نماید دوران نامزدی گاهی دو سال طول می کشد. بعد از اینکه داماد توانست هزینه های عروسی را فراهم کند، مقداری سوغاتی برای عروس و خانواده اش تهیه کرده و تحویل خانواده دختر  می دهد آنگاه به فکر تامین مایحتاج غذا برای پذیرایی از مهمانان از قبیل برنج، نخود، عدس، روغن، شکر، آرد و چای می افتد و بعد از مهیا شدن اقلام فوق، زنها آن را روی سر می گذارند و به همراه نوای ساز و دهل و رقص شادی کنان به خانه دختر می برند.

پس از مراسم عقد عروس و داماد را تنها می گذارند.بر خلاف نقاط دیگر که عروس را به خانه داماد می برند، در بلوچستان داماد را به خانه عروس می برند. پس از گذشت حدود یک ماه عروس و داماد به خانه داماد می آیند و زندگی مشترک زناشویی را آغاز می کنند.

- موسیقی و ادبیات بومی:

بلوچ تعلق خاطر شدیدی به موسیقی دارد. با موسیقی متولد میشود و به هنگام مرگ نیز از آن جدایی ندارد. زیبا ترین احساس و عمیق ترین دردها و شورانگیزترین داستانهای عشقی و حماسی را، نیمی به زبان گفتاری و نیمی به زبان موسیقی بیان می كند. آنجا كه احساس به ژرفای دریا و غمی به عظمت صحرا در قالب جسمش به حركت می آید. آنجا كه زبان گفتاری اش از بیان فرو می ماند، با زبان موسیقی به فغان میآید.

آنجا كه از تشكر آمیخته با احترام و هیجان در برابر آفریدگاری كه فرزند به وی عنایت كرده عاجز می شود به موسیقی روی می آورد. آنجا كه غم از دست رفته ای بجانش چنگ می اندازد، سوزناكترین مرثیه را، نه با زبان شعر بلكه با بیان موسیقی می سراید. حاصل آنكه موسیقی می سراید. حاصل آنكه موسیقی مقام خاصی در زندگی بلوچ یافته و با زندگی وی پیوندی عمیق خورده است ولی آنچه امروز در این منطقه می شنویم با موسیقی اصیل بلوچ تفاوت دارد.

- لباس های محلی:

شکل پوشش گروه های انسانی ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی، فرهنگی و قومی هر منطقه دارد. همچنین پوشاک معرف ذوق و هنر، آداب و سنت های جوامع بشری بوده است. یکی از موضوعاتی که پیش از همه توجه انسان را در بدو ورود به سیستان و بلوچستان جذب می کند، تنوع رنگ در پوشاک است. البته این تنوع رنگ در بسیاری از نقاط ایران به ویژه در میان ایل قشقائی، شاهسون و کرد نیز مشهود است. لباس مردان بلوچ عبارت از پیراهن یقه باز، لباده بلند، دستار سفید، کمربند ضخیم و جفت جوراب دستباف است.

کفش مردها از کفش های مخصوصی است که نوک آن به طرف بالا برگشته است و عقیده دارند که این کفش ها آنها را در راه رفتن چابک کرده و در حرکت موجب زحمت آنها نمی شود.

لباس زنان بلوچ، پیراهن بلند با یقه باز است و آن را با دستار بزرگی می پوشاند. کفش زن ها شبیه به کفش مردها است، ولی بیشتر آنها پای برهنه راه می روند و بعضی هم با جوراب رفت و آمد   می کنند. زنان بلوچ بسیار فعال و چابک و زحمت کش هستند.

صنایع دستی بلوچستان:

بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و غیر ساکن (عشایر که ایلات بلوچ را تشکیل می دهند) تقسیم می شوند.

اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم می یابند.

جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلوچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی، توسط زنان بلوچستان انجام می شود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

مراسم ازدواج در بلوچستان

مراسم ازدواج در بلوچستان

ازدواج در نزد مردم بلوچ، یکی از شرایط بلوغ اجتماعی مردان است. جوان بلوچ با قبول همسر، اولین قدم را جهت ورود به اجتماع برمی دارد و پس از ازدواج است که خود را فردی اجتماعی می شمارد. از نظر مذهبی نیز ازدواج در نزد مردم بلوچ امری مقدس و محترم است.

سن ازدواج در بلوچستان بسیار پایین است و معمولاً دختران از سن 9 تا 15 سال و پسران از 15 تا 20 سالگی ازدواج می کنند و آنچه گاهی موجب بالا رفتن سن ازدواج می شود همانا عدم تمکّن مالی است. حتی امروزه که با توسعه فرهنگ، مردم بلوچ علاقه مندی زیادی به فراگرفتن دانش نشان می دهند و به دبستان و دبیرستانها روی می آورند، معذالک تحصیل نیز خیلی کمتر مانع ازدواج آنان می شود؛ چون پسر تا زمانی که تحصیل می کند و شغل کاری به دست نیاورده است کفیل خرج او و همسرش پدرش می باشد.

در گذشته تعدد زوجات در بلوچستان معمول بوده و یک مرد بنا به قدرت مالی خود بخصوص سرداران و خوانین بلوچ که دارای تمکن هم بوده اند چندین زن می گرفته اند.

قوم بلوچ را قبایل و طوایف زیادی تشکیل می دهد. افراد هر قبیله و طایفه با هم خویشاوندی نسبی و سببی دارند و این امر موجب دوام و بقای طوایف بلوچ است و برای تحکیم مبانی قومی ازدواجها اکثرا درون گروهی یا درون همسری است و به جز موارد نادری عموما ازدواجها با خویشاوندان صورت می گیرد.

بلوچ معتقد است عهد و وفا یا وفا و بقای قوم و خویش، بهتر از عهد و وفای دیگران است و پدران و مادران بلوچ در حفظ این شیوه تعصب و اصرار زیادی دارند و سعی دارند حتی الامکان برای فرزند خود از میان خویشاوندان و افراد قبیله خود همسر انتخاب نمایند.

یکی از راههای انتخاب همسر در بلوچستان همسرگزینی به طریق ناف بری است که این سنت کم و بیش در سایر نقاط هم دیده شده است. هنگام تولد نوزاد، ماما مبلغی از پدر بچه به عنوان مژدگانی می گیرد که اگر نوزاد پسر باشد این مژدگانی را پدر نوزاد می دهد و اگر دختر باشد یکی از اقوام نوزاد که پسری همسال یا کمی بزرگتر دارد پیشدستی نموده و دستور می دهد که ماما ناف دختر را به اسم پسرش ببرد و مژدگانی را که پدر نوزاد به ماما باید بدهد؛ مادر یا پدر پسری که نوزاد دختر به نام او ناف بری شده است می دهد، و علاوه بر آن و در صورت استطاعت، یک دست لباس نوزاد و گاهی چند مثقال طلا که اغلب به صورت گوشواره است، برای نشانه به مادر نوزاد دختر داده می شود و حتی مبلغی پول یا تحفه ای به عنوان رونما (روگشایی) به نوزاد دختر داده می شود و اگر پدر و مادر دختر تحفه و هدایای پسر را قبول کند نشانه این است که پسر کوچک را به دامادی قبول کرده است و هیچ گاه نمی تواند فرد دیگری را به دامادی قبول کند مگر اینکه داماد کوچولو فوت کند، و این حرف که دختر فلانی ناف بریده پسر فلانی است ورد زبان پدر و مادر طرفین و اقوام و خویشاوندان است تا زمانی که پسر و دختر بزرگ شوند و رسما ازدواج نمایند. البته در بعضی موارد دیده شده است که پسر تمایلی با ازدواج با دختر ناف بریده خود نشان نداده و با دیگری ازدواج کرده است. این مورد فقط در ناف بریهایی که بین فامیل دور صورت گرفته مشاهده شده است و اگر پسر و خانواده پسر تمایل داشته باشند اصولاً از همان زمان کودکی ارتباط و دوستی را حفظ می کنند و هر ساله با دادن هدایایی ولو بسیار کوچک خاطره ناف بری را تا زمان ازدواج قطعی زنده نگه می دارند.

اگر ناف دختر را برای کسی نبریده باشند یعنی دختر از روز تولد نامزد نشده باشد، انتخاب دختر به صورتهای زیر انجام می گیرد:

الف) پسر، دختری را و انتخاب او را برای نامزدی در نظر می گیرد. بعد به وسیله یکی از فامیلهای خود به پدر خود اطلاع می دهد و او را از نیت خود آگاه می سازد.

ب) مادر یا خواهر پسر، دختری را به پسر پیشنهاد می کند.

ج) پدر به پسر پیشنهاد ازدواج با دختری را می نماید.

اگر ازدواج میان افراد خانواده (خانواده بزرگ قدیمی که همه فامیل درجه یک و دو را شامل می شود) صورت پذیرد، تشریفات نامزدی خیلی رسمی انجام نمی شود. مثلاً اگر پسری بخواهد با دختردایی خود ازدواج کند بدون تشریفات قبلی مادر پسر یک دست لباس برای برادرزاده خود می دوزد و برای او می برد و بدین وسیله دختر برادر را برای پسر خود نشانه می کند. البته پسر باید آنقدر محبتش به خانواده دایی زیاد باشد که هر روز یا لااقل چند روز یک بار به خانه دایی اش سری بزند و اگر این کار را نکند مورد تمسخر قرار می گیرد و مردم می گویند او نابود و ناتوان است چون از خانه

دایی اش خجالت می کشد. بنابراین، پسر باید و لو از روی اکراه که مسلما ناشی از کمرویی و خجالت است این کار را انجام دهد و این برنامه تا موقع ازدواج ادامه یابد. بعد از آنکه نامزدی دو طرف معلوم شد، خانواده پسر هدایایی برای دختر تهیه می کنند و آنها را که عموما شامل وسایل زیر است به خانه عروس می فرستند: 30 مثقال طلا، 5 عدد پیراهن و شلوار بلوچی، 6 عدد روسری، 3 عدد چادر، 4 جفت کفش و لوازمات دیگر.

چنانچه منزل عروس در ده دیگر باشد عده ای از اقوام را دعوت می کنند و این لوازم را در مجمعه های بزرگ می گذارند و با دهل و سرنا و آواز به طرف قبیله دختر رهسپار می شوند و اگر این فاصله زیاد دور باشد، این فاصله را با شتر طی می کنند. پس از اینکه این وسایل را تحویل دادند بر حسب طول راه یک نهار یا شام حتی یک شبانه روز در منزل دختر اقامت کرده سپس مراجعت می کنند. از این

تاریخ به بعد، پسر بیشتر اوقات خود را تا زمان عروسی در خانه نامزد خود می گذراند اما هیچ گاه صورت نامزد خود را نخواهد دید.

اگر اتفاقا نامزد خود را ببیند دختر باید فورا به زمین بنشیند و صورت خود را بپوشاند و هنگامی که پسر با خانواده دختر در یک اطاق یا کپر بلوچی جمع باشند، دختر وظیفه دارد پشت مادر خود به طوری که پشت خود را به طرف داماد نموده است بنشیند که داماد صورت او را نبیند و هیچ گاه با دختر مستقیما صحبت نمی کند و این وضع تا زمان عروسی ادامه دارد. اگر داماد از این ازدواج منصرف شود که خیلی به ندرت این اتفاق می افتد، می تواند بدون پس گرفتن وسایلی که برای نامزد خود فرستاده است به جای دیگری برود و داماد شود. البته پدر و مادر داماد، پسر خود را عاق کرده و او را نخواهند بخشید و دیگر در مراسم نامزدی مجدد پسر خود شرکت نخواهند کرد و او را تنها خواهند گذاشت و هیچ خانواده ای یا طایفه ای پسر را به دامادی قبول نخواهند کرد مگر اینکه پدر و مادرش او را ببخشند و پسر رضایت آنها را جلب نماید.

زمانی که نامزدی پسر و دختر معلوم شد و دو خانواده به این امر رضایت دادند و هر دو به

سن ازدواج رسیدند پسر به وسیله یکی از اقوام خود به پدرش اطلاع می دهد که میل دارد عروسی کند. قاصد نزد پدر رفته و پیغام پسر را به پدر می رساند. پدر اولاً فکر می کند که آیا می تواند این کار را انجام دهد یا نه، و اگر توانست جواب می دهد: بلی من حاضرم که برای پسرم عروسی بگیرم و منتظر چنین روزی بودم. قاصد نیت پدر را به داماد می گوید و با همراهی داماد به بجار می روند.

بجار یکی از سنتهای خوب مردم بلوچ است و معنی آن تعاون و کمک گرفتن در امر ازدواج است. پسری که قصد ازدواج دارد و موافقت خانواده خود را نیز در این مورد گرفته است با یکی دو نفر از دوستان خود به بجار می رود؛ یعنی اینکه به سراغ اقوام خود که در محل زندگی می کنند یا در شهرها و یا دهات و قبایل دیگر سکونت دارند می رود و قصد خود را از عروسی به اطلاع خویشاوندان خود می رساند. اقوام داماد از شنیدن این خبر خوشحال شده و هر یک بنا به استطاعت و بنیه مالی خود کمکهایی نقدی یا جنسی به داماد می دهند. این کمکها شامل پول نقد، طلا، گوسفند، شتر، گندم، برنج، آرد و روغن یا سایر ملزومات عروسی یا پول نقد است. گاهی هم چند اصله درخت خرما و یا یک قطعه باغ یا زمین به داماد داده می شود. داماد با کمک دوستان خود هدایایی را که بجار کرده است جمع آوری و به محل خود مراجعت می کند و با این وسایل مقدمات عروسی را فراهم می کند و بدین ترتیب داماد هزینه زیادی را برای جشن عروسی متحمل نمی شود بلکه با یاری اقوام و خویشان خود تدارک عروسی را می بیند.

داماد که از بجار بازگشت و مایحتاج جشن عروسی تدارک دیده شد، قاصدی به خانه پدر عروس روانه می شود که آمادگی خانواده داماد را برای عروسی به اطلاع پدر عروس برساند. البته چون بلوچها عقیده دارند که روز عروسی باید یکی از روزهای زوج ماه انجام شود و بیشتر عروسیهای خود را روز چهاردهم یا بیستم ماه برپا می کنند تاریخ عروسی را طوری در نظر می گیرند که با توجه به ایامی که در جشن و سرور خواهند گذراند بعضی سه شبانه روز و برخی دیگر هفت شبانه روز و به

ندرت 14 شبانه روز (در نزد خوانین) شب عروسی مصادف با شب چهاردهم یا بیستم ماه باشد و به پدر عروس اطلاع می دهند که برای چند روز دیگر برای عروسی خواهیم آمد.

نکته جالب اینکه در عروسی بلوچها، اگرچه هزینه عروسی را داماد می پردازد و کلیه تدارکات از طرف داماد است، اما جشن عروسی در خانه عروس برپا می شود و داماد را به خانه عروس می برند و بر خلاف آنچه در سایر نقاط ایران معمول است، پس از معین شدن روز عروسی از اقوام و خویشاوندان برای شرکت در عروسی دعوت به عمل می آید. این دعوتها اغلب با فرستادن یکی از اقوام و اخیرا با ارسال کارت عروسی انجام می شود. به دنبال ارسال لوازم عروسی، خانواده داماد به منزل عروس می روند و میهمانان دسته دسته از راههای دور و نزدیک می رسند و جشن عروسی به مدت 7 شبانه روز برپا می شود. در این مدت میهمانان با آهنگ دهل و سرنا و سازهای محلی از قبیل تنبوره و کوزه و طبل و رقصهای دسته جمعی و چوب بازی سرگرم می شوند.

شب سوم جشن، دستهای عروس و داماد را حنا می بندند. شب چهارم جشن نیز مراسم حنابندان تکرار می شود. شب ششم جشن عروسی حمام می کنند (در دهات بلوچستان به علت گرمی آب و هوا، مردم خود را در چشمه ها و نهرها و رودخانه شستشو می دهند. البته زنان در خانه یا در کپری که بر روی نهر آب با حصیر ساخته اند، استحمام می کنند) عروس را در شب به گونه ای که ستارگان را ببیند حمام می کنند. برای این منظور عروس در اطاق کنار پنجره که از آنجا آسمان پیداست، حمام می کند.

جشن تا 14 شبانه روز ادامه دارد. روز چهاردهم که میهمانان نهار خوردند، همگی برای ادای نماز به مسجد می روند و پس از پایان نماز و مراجعت به محل جشن، دو نفر از معتمدین و ریش سفیدان مجلس را یکی از طرف پدر عروس و دیگری را از طرف پدر داماد وکیل کرده و به نزد عروس می فرستند.

در این هنگام عروس داخل حجله نشسته است (حجله را با پشه بند درست کرده و عروس داخل آن می نشیند). فرد وکیل از پشت پشه بند از عروس سؤال می کند که آیا داماد را به شوهری قبول دارد و یا خیر و این سؤال را سه بار تکرار می کند که در هر سه نوبت عروس جواب بله داده و بعد وکلا به مجلس برمی گردند. داماد نیز باید با صدای بلند بله بگوید و بعد صیغه عقد جاری می شود. در این هنگام مهمانانی که با خود اسلحه دارند، در ایوان یا جلو خانه جمع می شوند و وقتی صیغه عقد جاری شد به شلیک گلوله می پردازند. بعد داماد با یکایک مدعوّین دست می دهد و مهمانان به او تبریک می گویند و مراسم عقد پایان می یابد. سپس یک شتر را با منگوله و زنگوله آرایش داده و بر روی جهاز شتر (پالان) قالیچه و پتو می اندازند و در حدود ساعت 2 بعدازظهر داماد را سوار بر آن کرده و با دهل و سرنا و شادی و هلهله سر آب می برند. (منظور رودخانه، نهر یا چشمه نزدیک ده است). در این برنامه عده ای از زنان و مردان و اقوام و خویشان و پاره ای از میهمانان شرکت دارند. زنان در جلو شتر شادی کنان حرکت می کنند و چند نفر از زنان داماد را باد می زنند که گرما او را ناراحت نکند و روی سر داماد را با چادر و یا تور زردرنگی می پوشانند تا آفتاب او را نسوزاند و گرد و خاک حاصله از حرکت انبوه جمعیت، داماد را ناراحت نکند و پسربچه ای نابالغ را هم جلوی داماد روی شتر سوار می کنند به نیت اینکه فرزند اول این ازدواج پسر باشد (بلوچها برای فرزند پسر ارزشی خاص قایلند). در بین راه و در چندین نقطه شتر را متوقف ساخته و به شادی می پردازند و روی سر داماد نقل و سکه های پول خرد می پاشند و تفنگداران گلوله شلیک می کنند. وقتی که به آب رسیدند دو نفر داماد را بغل کرده و از شتر پایین می آورند و داخل نهر یا چشمه آب می برند و سلمانی ابتدا موی سر و صورت داماد را اصلاح کرده و بعد بدن او را می شوید و او را از آب بیرون آورده لباسهای نو به او می پوشاند و لباسهای قبلی داماد به سلمانی یا کسی که داماد را حمام و اصلاح کرده است به عنوان دستمزد یا انعام، تعلق می گیرد. در این زمان پایکوبی و ساز و دهل زدن ادامه می یابد. بعد از استحمام داماد، مجددا دو نفر او را بغل کرده و بر شتر سوار می کنند.

در این موقع شادی بیشتری در مراسم به وجود آمده و نقل و پول بیشتری نصیب داماد می کنند و گلوله های بیشتری شلیک می شود تا که به در قلعه یا دروازه برسند. در این موقع دروازبان دروازه را بسته است (اگر دروازه ای وجود نداشته باشد یک نفر با باز کردن دستها جلو راه را می گیرد) و راه را باز نمی کند مگر اینکه از طرف داماد انعامی دریافت کند. وقتی که دروازبان را راضی کردند شتر را وارد محوطه جشن می کنند. در این موقع داماد از شتر پیاده نمی شود تا اینکه پدر عروس به داماد هدیه ای چشمگیر که سرآبی نامیده می شود بدهد. (سرآبی اصطلاح محلی بلوچی است) سرآبی معمولاً یک قطعه باغ با یک شتر و چندین اصله درخت خرما است. بعد از گرفتن سرآبی داماد از شتر پیاده شده و او را به طرف اطاق عروس می برند. در این وقت دایه عروس با یک سینی که در آن قرآن، اسفند و آتش و آیینه و سورمه دان قرار دارد، به طرف داماد می آید. داماد قرآن را زیارت می کند و خود را در آیینه نگاه می کند و چشم خود را سورمه می کشد و قدری اسفند روی آتش می ریزند که او دود اسفند را با دست به صورت خود می مالد و انعامی به دایه عروس می دهد. این انعام باید مبلغی باشد که رضایت دایه را جلب کند و تا رضایت او جلب نشود اجازه ورود داماد به حجله داده نمی شود. این مراسم قبل از غروب آفتاب انجام می شود و بعد دایه دست داماد را گرفته به داخل اطاق عروس یا حجله می برد. داماد پس از ورود به اطاق عروس دو رکعت نماز حاجات می خواند. بعد داماد را کنار عروس نشانیده و یک حبه قند یا نقل به دهان عروس می گذارند و یک نفر از نزدیکان، سر عروس و داماد را گرفته سه بار به هم می زند و چندین گلوله تفنگ خالی می شود.

فردای آن روز اقوام و کسانی که به عنوان میهمان دعوت شده اند، دسته دسته به طرف اطاق عروس می روند و به آنها تبریک می گویند. در این موقع طبّال و سُرنازن در جلو منزل پدر عروس مشغول نواختن دهل و سرنا هستند و هر یک از میهمانان موقع خروج و خداحافظی مبلغی به نوازندگان می دهد و سپس به خانه های خود می روند.

عروس و داماد باید مدت هفت شبانه روز از خانه خارج نشوند و در این مدت زمان، میهمان پدر عروس هستند. پس از پایان هفت روز، شتری آماده کرده و عروس و داماد بر آن سوار می شوند و با جمعی از اقوام با ساز و سرنا و دهل به طرف منزل یا روستا و قبیله داماد حرکت می کنند.

وقتی که به منزل داماد می رسند پدر داماد نیز هدیه ای به عنوان هفت روز به پسرش می دهد که شامل باغ یا خانه یا چندین درخت خرما خواهد بود و بدین ترتیب عروسی پایان می یابد.

لازم به ذکر است افراد خانواده های فقیرتر تنها با کشتن یک گوسفند و چند کیلو آرد و روغن و با تدارک لباس که از یک پیراهن و یک شلوار و یک جفت کفش تجاوز نمی کند، مراسم عروسی را برپا می کنند و جهاز و شیربهای عروس نیز خیلی کم تعیین می شود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

لیکو و شعر بلوچستان

لیکو و شعر بلوچستان

ترانه های تاریخی: کهن ترین ترانه های تاریخی موسوم به «دپتر شاعری» (ترانه های اصل و نسب) به نخستین مهاجرت های بلوچ از حلب،وطن افسانه‌ای آن ها پرداخته اند. از این ترانه ها تعدادزیادی موجود است.

ترانه های قهرمانی: نخستین و مهمترین آنها را می‌توان مجموعة چاکر خواند. این مجموعه دربرگیرنده‌ی ترانه های بیشماری دربارة میرچاکر قهرمان افسانه‌های بلوچ است.

بیشتر این ترانه ها به جنگ سی سالة  میان رندها و لاشاری ها پرداخته و نمونه  بسیار خوبی از شعر حماسی است. بر اساس شواهد موجود در متن ترانه ها، سروده ی سده‌ی نهم بوده است.

«دوْدا بالاچ» پس از مجموعة چاکر شاید مهمترین است. دوْدا سرکردة گورگیج های رند و بالاچ پسر یا برادر او بود.

 موضوع جنگ های مزاری ها نیز مجموعه ای به نام «مجموعة مزاری» تشکیل میدهد که  قهرمانی های بهرام خان سرکردة مزاری ها در نبرد با گلمحمد برهویی را دربرمی‌گیرد.
جنگ نلی، مرثیه حماسی همل، همل جییند و پرتغالی‌ها، همل جییند و شیر، جنگ چاكر رند كولوایی، عزت و میروك، كیا و سدو، شهداد و مهناز، جنگ سوسمار، میركنبر، بالاچ گیج، لله و گراناز، كهراب خان نوشیروانی، قول بلوچی، نودبندگ لاشاری، شی مرید و هانی، دوستین و شیرین، شالی و میرابراهیم از جمله حماسه‌های مردم بلوچ  است.

 

دكتر مرتضی رضوان‌فر، رئیس پژوهشكده مردم‌شناسی می گوید: حماسه‌های مردم بلوچ، داستان‌های منظوم این قوم ایرانی را كه سینه به سینه روایت شده، دربردارد. روایت‌های منظوم حماسی قوم بلوچ از دوره‌ها و سال‌های دیر و دور گذشته و با تجربه‌های تلخ و شیرینش آمیخته و حكایت از تاریخ پرفراز و نشیب اما یك‌دل و پیوسته آن با سرزمین ایران دارد.
در افسانه‌های بلوچ، قهرمان بلوچ «همل» آنگاه كه به نگهبانی از میهن خود چون جدش رستم در برابر كشتار‌های پرتغالیان بسان كوه قد می‌كشد و هنگامی كه پهلوانان عاشق از عشق می‌گویند و شوریده سر، پیمانه دلدادگی را تا آخرین جرعه سر می‌كشند، شاعر از زبان آنان شوریده حال چكامه می‌سراید.

همل فرزند جینر، پهلوانی است که نامی ماندگار در ادبیات شفاهی، داستان های مردمی و اشعار حماسی بلوچستان دارد. پانصدسال سال پیش بود که همل در تاریخ ایران ظهور کرد و نقشی ماندگار از خود به یادگار نهاد. او با اخلاق پهلوانی و آداب  عیاری به حمایت از بی پناهان  و رسیدگی به امور محرومان می پرداخت.

دولت مرکزی ایران در آن سال ها گرفتار پریشانی و آشفتگی بود . از این رو اشغالگران پرتغالی که با سلاح آتشین در سواحل ما پیاده می شدند تنها با مقاومت‌های محلی روبه رو بودند.همل از مردان توانا و غیور سواحل جنوب از قبیله هوت و از میان مردم بلوچ به میدان آمد. او راه های زمینی، دریایی و سواحل جنوبی ایران را به خوبی می شناخت و در میان مردم از پایگاه و جایگاه ویژه ای برخوردار بود.  به زودی گروه های وسیعی از دلاوران پیرامون او جمع شدند و یورش به دشمن را آغاز کردند. این جنگ و گریز سال ها به طول انجامید و بسیاری از مرزهای آبی جنوب کشور را دربرگرفت. توپ های آتشین نیزنتوانست شعله این قیام را خاموش کند.  همل با کمک قبایل و مردم در همه جا حاضر بود و بر دشمن یورش می برد.هر چند از پایان زندگانی  همل  آگاهی چندانی در دسترس نیست ولی نام و یاد او در افسانه ها، لالایی ها و ترانه های محلی در «لارو، پشت تاکی، نازنیگ» باقی مانده است. در آخرین گزارش ها درباره همل گفته شده است که او برای دفاع از ایران با گروهی از یاران خود به دریای مکران (عمان) زدو در دریا ناپدید شد.  تاریخ در این زمینه خاموش است، اما داستان های مردم درباره همل بیان می کند که او تا پایان عمر با دشمن سر آشتی نداشت  در اسارت هم به پیشنهادها و امتیازهای فراوان اجانب روی خوش نشان نداد.

 داستان های عاشقانه نیز بسیارند.بسیاری از قهرمانان و بازیگران این رویدادها خود از جملة شاعران شمرده میشوند ـ مانند بیبرگ بالاچ قبیل جط و گوهرام ـ و ترانه های بسیاری به آنها منسوب است.

قدیم ترین شاعر مهمی که آگاهی اندکی درباره اش در دست است جام درک شاعر دربار نصیرخان اول در کلات است که اشعار عاشقانه اش هنوز در یادها مانده است و مردم آنها را میخوانند.

قرن سیزدهم قرن شکوفایی ادبی بلوچ بود و به یادگار هر رویدادی، شاعرانی که نام و محل ایشان مشخص است ترانه ای سروده اند. شهر مند در ناحیة غربی درة کچ ، سرزمین ملا فضل و ملا  قسیم که هر دو در نیمة اول قرن می زیستند اهمیتی ویژه داشت. عزت الله پنجگوری لاچ سیبی و نورمحمد بمپشتی از بلوچستان ایران و ملا  بلْنامه حسان از باهو کلات در همین ناحیه نیز مهم اند.

در نیمة دوم قرن سیزدهم و نیمة اول قرن چهاردهم نیز شاعرانی چونان فقیر شیرجان از نوشکی ملا اسماعیل تمپی از کچ که استاحسان زرگر اهل کچ و ملاغلام نبی خارانی کلوه ای بوده اند که ترانه های روایی و نیز عاشقانه سروده‌اند.

 جنگ های انگلیس و افغان و سر رابرت سندمن که با آنان قرارداد صلح بست نیز ترانه های مهم تاریخی پدید آورد. یکی از این ترانه ها لشکرکشی ژنرال ویلشر را در سده نوزدهم به کلات شرح میدهد.  سندمن نیز به صورت افسانه ای درآمد و شعرهای بسیاری دربارة «سنْمنْ ساهب» (سندمن صاحب) سروده شد. 

 

لیکو:لیكو یكی از گونه های ادب شفاهی و همچنان گونه‌ای از موسیقی بلوچ هااست كه مانند دوبیتی های زبان دری و لندی های پشتو، توسط‌مردم به صورت شفاهی سروده شده است و به همین شیوه در بین مردمان  انتشار یافته، و از سینه‌ای به سینه‌ی دیگر بال گشوده است. 

لیكو دارای مصراع های ده هجایی است كه عشق و احساسات و عواطف مردم  بلوچ را بازتاب می‌دهد:

شب چون قرارانت

تهی كوشانی توارانت  

برگردان پارسی:در شب آرام

آواز قدم های ترا می‌شنوم.

**

بیا برون یاشكا

بال بكن چو چاشكا  

برگردان پارسی:بیا كه آن طرف دریا برویم

مانند مرغابی پرواز كن

**

با سوادی دیگر
خط‌ام را خواندی و
راز دل‌ام را تمام
دانستی.

**
دندان‌هات،
شیرِ تازه‌اند؛
چشم‌هات،
تیرِ برنو.

لیکو بیانگراندوه و جدایی است. بسیاری از نمونه های موسیقی بلوچستانچون لیلو (لالایی)موتک( مویه ) برخی از آوازهای کار و آوازها و ترانه های بلوچی بر اساس این مقام شکل می گیرند. لیکوگونه‌های مختلفی دارد که هرگونه مربوط به یک ناحیه یا محل ویا تیره خاص است، مانند لیکو دلگانی که لیکوی منطقه ایرانشهراست.

***

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

از مهمترین منابعی که در مورد حضور بلوچ ها در کناره دریای خزر سخن می گوید منبعی است به زبان پهلوی ساسانی به نام شهرستان های ایران این رساله کوچک چند صفحه ای تنها اثری است به این زبان که موضوعش منحصرا جغرافیای تاریخی شهرهاست از رساله پهلوی سه ترجمه به فارسی می شناسیم نخست ترجمه صادق هدایت دیگر ترجمه سعید عریان و سپس ترجمه احمد تفضلی سه بند از این رساله مستقیما مربوط به تاریخ قوم بلوچ می باشد که آن سه بند رانخست از ترجمه صادق هدایت نقل می کنیم :

از مهمترین منابعی که در مورد حضور بلوچ ها در کناره دریای خزر سخن می گوید منبعی است به زبان پهلوی ساسانی به نام شهرستان های ایران  این رساله کوچک چند صفحه ای تنها اثری است به این زبان که موضوعش منحصرا جغرافیای تاریخی شهرهاست  از رساله پهلوی سه ترجمه به فارسی می شناسیم نخست ترجمه صادق هدایت دیگر ترجمه سعید عریان و سپس ترجمه احمد تفضلی  سه بند از این رساله مستقیما مربوط به تاریخ قوم بلوچ می باشد که آن سه بند رانخست از ترجمه صادق هدایت نقل می کنیم :

بند 28 – بیست شهرستان در پذشخوارگر (نواحی کوهستانی طبرستان و گیلان ) ساخته شده چه ارمیل ... پس او (ارمایل ) به فرمان فریدون برای کوه نشینان ساخت ایشان از آزی دهاک (ضحاک ) شهریاری کوهستان را بدست آورده بودند

بند 29 – فرمانروایان کوهستان هفت باشند . ویسمکان دماوند نهاوند بهستون دینبران مسروکان و بلوچان و مرینجان .

بند 30 – این ها آن بودند که از آزی دهاک فرمانروایی کوهستان را بدست آورده بودند .

سه بند مزبور در رساله شهرستان های ایران ضمن اینکه به داستان ضحاک اشاره کرده است چنین می آورد که آزادشدگان از دست ضحاک بیست شهرستان در پذشخوارگر ساختند . پذشخوارگر همچنانکه از صادق هدایت نقل کردیم نواحی کوهستانی طبرستان و گیلان و در واقع سلسله جبال البرز بوده است در اولین بند از سه بند مورد نظر (بند 28 ) هرسه مترجم یکسان ترجمه کرده اند جز آنکه در ترجمه احمد تفضلی بجای بیست شهرستان بیست و یک شهرستان آمده است .  در بند بیست و نه آمده که کوهیاران هفت هستند کلمه کوهیار به معنی دارنده اقامت و فرمانروایان کوهستان معنا شده است . تفضلی از طبری جلد یکم صفحه 229 نقل کرده است که وقتی فریدون بر ضحاک پیروز شد به هریک از کوهیاران مرتبه ای داد و به هریک ناحیه ای از دماوند محول کرد . نام این هفت کوهیار در ترجمه های مختلف به صورت های متفاوت ذکر شده صادق هدایت ششمین را بلوچان آورده و در حاشیه توضیح داده که بلوچان در کرمان مسکن داشته اند سعید عریان ششمین را بروزان ذکر کرده و در حاشیه بروزان را سلسلهای از کوهیاران شناخته است . و اشاره کرده که نیبرگ و مارکوارت معتقدند که کوهیاران تنها در دماوند نبوده اند بلکه هریک در قسمتی از فلات ایران مستق بوده اند در سومین ترجمه ششمین کوهیار بلوچان خوانده شده است به نظر می رسد با بررسی این سه ترجمه اینک می توان موضوع را چنین خلاصه کرد که در رساله ای پهلوی که اولین تدوین آن در آخر دوره ساسانی صورت گرفته نام بلوچ در ک.ه های البرز آمده است . مارکوارت در ترجمه همین رساله به زبان انگلیسی آورده است که قوم بلوچ در کرمان در غرب کوه های قفص (کوچ ) مستقر بودند کوه های قفص با کوه های بشاگرد کنونی قابل انطباق اند . از این مسله می توان چنین تحلیل کرد اگر به یقین نیز در پایان دوره ساسانی (هنگام تدوین رساله پهلوی ) بلوچ ها در کوه های کرمان ساکن شده بودند می توان چنین گفت که اولا  شاید رساله علی رغم زمان تدوینش به زمانهای قبل تر استناد کرده است (چنانکه می دانیم بلوچ ها زمانی در کوههای مازندران ساکن بوده اند ) ثانیا اگر فرض کنیم که مهاجرت بلوچ ها در پایان دوره ساسانی رخ داده و آنها به کرمان کوچ کرده باشند  مطمعنا تمام قوم بلوچ از گیلان و مازندران کوچ نکرده اند و بخشی از آنها همچنان در کوههای مازندران و گیلان مانده اند

رویارویی نظامی سرداران بلوچ با ارتش انگلستان در منطقه سرحد:

زنرال ریجنالد ادوارد هری دایر (1927-1864 ) در سال  1295 به بهانه همکاری سرداران بلوچ با قوای آلمانی به بلوچستان حمله کرد . وی 5 سال در بلوچستان ماند و سپس به هندوستان رفت و 6 سال بعد در سن 74 سا لگی در برستول انگلستان در گذشت . وی ماجرای جدال خود با بلوچها را در کتابی بنام مهاجمان سرحد که درسال 1921 درلندن انتشار پیدا کردبه چاپ رساند. این کتاب بعدها توسط دکتر حمید احمدی به همان نام   ترجمه شده است. هنگامی که کمپانی هند شرقی بر هند و پاکستان امروزی مستولی شد و منطقه کلات و بلوچستان پاکستان به تصرف انگلیسی ها درآمد عده ای از سران بلوچ برای اهداف شوم و استعماری انگلیس مانع تراشی می کردند. آنها با حمله به کاروان انگلیسی ها و چپاول آنها مانع حضور انگلیس در سرحد بلوچستان شده بودند. در این زمان انگلیس به فکر کشیدن خط آهن به بلوچستان ایران بود. مهمترین سرداران بلوچ که با انگلیسی ها جنگیدند سردار جمعه خان اسماعیل زهی سردار خلیل خان گمشادزهی و سردار جیندخان یاراحمد زهی بودند. جنگها ی این سرداران بلوچ با قوای انگلیس منجر به کشته شدن بسیاری از نیروهای انگلیسی گردید. در نبردی که بین نیروهای جمعه خان با انگلیس در شمال زاهدان کنونی  روی داد بیش از 70 انگلیسی کشته شدند. و در نبرد دره نالک در نزدیکی روستای سنگان نیز بیش از 330 انگلیسی به قتل رسیدند.  این نبرد پس از آن روی داد که سردار جیند خان یاراحمدزهی به دست نیروهای انگلیسی اسیر گردید. دایر که با فریب دادن بلوچها توسط عیدوخان ریگی آنها را به اسارت گرفته بود قصد داشت تا با انتقال این اسرا به هند فتنه بلوچستان را خاموش کند . اما سرنوشت چیز دیگری را رقم زد. اسرا از منطقه کوهستانی تفتان منتقل می شدند که این برای بلوچهای منطقه فرصت مناسبی بود. سردار این منطقه بهروزخان نام داشت وی قاصدی روانه کرد و به سران طوایف گمشادزهی و یاراحمدزهی اعلام نمود که ارتش دایر قصد عبور از منطقه را دارد. بدین ترتیب تفنگچی های این دو قوم گردنه دره نالک را مسدود نموده  و منتظر انگلیسی ها شدند. در نبرد سختی که روی داد بلوچها دو کشته دادند ولی توانستند با استفاده از موقعیت کوهستانی منطقه نیروهای دایر را سرکوب کنند و این افسر انگلیس را برای همیشه از ایران بیرون برانند. در مجموع نبردهای بسیاری بین انگلیس و بلوچ ها رخ داده است که حافظه مردم محل خاطراتی چند از آن را به یاد دارد. یکی از آنها خاطره شهادت پهلوان سردار ایل گمشادزهی می باشد. این سردار بلوچ هنگامی که برای جنگ عازم می گردید غسل کرده و دستور داد تا گاوی قربانی کنند و دعا کرد که خداوند شهادت را نصیب وی کند . از قضا دعای وی نیز پذیرفته شد و در یکی از نبردها به شهادت رسید و در محلی به نام گزک به همراه دیگر شهدای بلوچ به خاک سپرده شد. دیگری خبر رسانی توسط پیک بهروزخان که لالخان شهلی بر نام داشت. می گویند وی سریع ترین مرد بلوچ بوده است بطوری که این خبر را در کمترین زمان و با پای پیاده به اردوی یاراحمدزهی ها رسانده است. و صدها نکته دیگر و حماسه هایی که مردان بلوچ در سرحد آفریدند.

بلی آنان که از این  پیش   بودند                      چنین بستند راه ترک و تازی

از آن این داستان گفتم که امروز                     بدانی قدر و بر هیچش نبازی

به پاس هر وجب خاکی از این ملک                 چه بسیارست آن سرها که رفته

زمستی بر سر هر قطعه زین  خاک                   خدا داند  چه  افسرها  که  رفته

و امروز دولتمردان کنونی به جای پاس داشت این بزرگان کسانی را بر آنان مسلط کرده اند که آن روز هیچ جانفشانی از خود نشان ندادند. بلوچ قومی است که به قدمت تاریخ تاریخ از خود گذشتگی دارد. آری امروز نه تنها یادی از آنها نمی شود بلکه اقوام بلوچ چون یاراحمدزهی گمشادزهی و اسماعیل زهی به عنوان شرور معرفی می شوند و محروم از تمامی حقوق شهروندی هستند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

آسیب دیدن 23 مدرسه درزابلی

آسیب دیدن 23 مدرسه درزابلی
 

32 مدرسه روستایی در شهرستان زابلی سیستان و بلوچستان بر اثر بارندگیهای اخیر آسیب دیده است. سرپرست اداره آموزش وپرورش شهرستان زابلی گفت: از این مدارس 9 واحد آن دارای سازه آجری و23 واحد خشت وگلی است که از سقف آسیب دیده است.

+ نوشته شده توسط محمد اربابی در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 و ساعت 12:19 | نظر بدهید
نگاهی به روند سدسازی در سیستان و بلوچستان
سیستان و بلوچستان با گستره بیش از 181 هزار کیلومتر مربع دارای پنج حوزه آبریز اصلی شامل هامون هیرمند، هامون ماشکیل، هامون جازموریان، کویر لوت و دریای عمان است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبا به نقل از ایرنا، منابع آب های سطحی استان به حجم یک هزار و 700 میلیون مترمکعب، آورده رودخانه های دائمی هیرمند مرزی، سیستان، لادیز، بمپور، سرباز، پیشین، کارواندار دامن و شماری رودخانه فصلی در بلوچستان است.
منابع آب های زیرزمینی استان را نیز 11هزار و 88 منبع شامل هشت هزار و 756 حلقه چاه، 791 دهنه چشمه و یک هزار و 541 رشته قنات تشکیل می دهد.
دولت با ساخت چندین سدمخزنی، تغذیه ای و انحرافی سعی در مهار و کنترل آب های استان برای استفاده در بخش های کشاورزی، تغذیه سفره های زیرزمینی، صنعت و آشامیدنی کرده است.
پس از پیروزی انقلاب 17 سد از نوع انحرافی، مخزنی و تغذیه ای به حجم 175 میلیون مترمکعب در سیستان و بلوچستان ساخته و بهره برداری شده است.
سدهای "پیشین چابهار، بمپور، سیستان، زهک، کهک، فهره، چاه نیمه، شیرگواز، شی کلک، چاه نیمه چهارم، بزمان، دوربن، گلگ، کهیر" از جمله سدهای بهره برداری شده بعد از انقلاب در این استان است.
با این حال، آمارها و شواهد حاکیست که روند سدسازی در دولت نهم در سیستان و بلوچستان رونق یافت و چهار طرح از جمله ساخت سدهای "گلوگاه، سارادان، ماشکیدعلیا" و آبرسانی به میرجاوه در دستور کار قرار گرفت.
همچنین سد "دو در لادیز" واقع در بخش میرجاوه زاهدان نمونه‌ای از خدمات بزرگ و فراوان نظام اسلامی و از آرزوهای دیرین مردم منطقه است که بعد از مدت‌ها انتظار، به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به بهره برداری رسید.
مطالعات شناختی سد لادیز در سال های ‎ 80 تا ‎ 83 انجام و پس از تصویب طرح در سال ‎ 83عملیات اجرایی آن آغاز شد.
132 میلیارد ریال اعتبار هزینه شده توسط نظام جمهوری اسلامی برای ساخت این سد را می توان گوشه‌ای از سیاست خدمت رسانی به مردم و عدالت محوری دولت نهم دانست.
سد بزرگ "خیرآباد" نیکشهر در جنوب استان سیستان و بلوچستان در سال ‎ 1383تنها ‎ 25درصد رشد اجرایی داشت که با همت دولت نهم در سال ‎ 87به پایان رسید و اکنون منشا خدمات بزرگی در منطقه بلوچستان است.
افزون بر ‎160میلیارد ریال برای ساخت و تکمیل سد مخزنی خیرآباد نیکشهر به حجم ذخیره سازی ‎ 27میلیون مترمکعب هزینه شد که بهره برداری از این سد، آب آشامیدنی ‎50 سال آینده مردم نیکشهر را تامین می کند.
مدیرعامل شرکت آب منطقه ای سیستان و بلوچستان گفت: سه سد گلوگاه، زیردان و ماشکید علیا استان از مصوبات سفرهای دولت به این منطقه تا پایان سال جاری به بهره‌برداری می‌رسد.
"حمید قزوینی" در گفت و گو با ایرنا افزود: این سه سد در مجموع با ظرفیت ذخیره سازی 350‌میلیون مترمکعب آب در سال تاکنون 82‌درصد پیشرفت اجرایی داشته است.
وی درباره سد "زیردان" گفت: این سد در روستای پیرسهراب چابهار در جنوب این استان قرار دارد که آب آن از طریق رودخانه محلی کاجو تامین می شود.
او افزود: عملیات اجرای سد زیردان چابهار سال ‎ 1381شروع شد و پیش از سفر نخست رییس جمهوری به سیستان و بلوچستان تنها ‎ 22درصد پیشرفت داشت.
وی ادامه داد: در سفر نخست رییس جمهوری به این منطقه تکمیل سد به یکی از مصوبه های هیات دولت تبدیل شد و در این مدت روند اجرایی طرح شتاب بیشتری یافت و بهره برداری آن در سال ‎ 1388مورد تاکید قرار گرفت.
او بیان کرد: سد زیردان از نوع بتونی با حجم مخزنی ‎ 207میلیون مترمکعب تاکنون بیش از ‎ 450میلیارد ریال برای اجرای آن از محل اعتبارهای سفر استانی رییس جمهوری هزینه شده است.
مدیرعامل آب منطقه ای سیستان و بلوچستان اظهار داشت: با بهره برداری از این سد سالانه ‎ 51 میلیون مترمکعب آب در اختیار بخش آشامیدنی و کشاورزی مناطق همجوار قرار می گیرد.
قزوینی درباره سد "سارادان" نیز گفت: مراحل ساخت سد "سارادان" شهرستان ایرانشهر در این استان پایان یافته و اکنون آماده بهره‌برداری است.
وی اعتبار هزینه شده برای ساخت این سد را 140‌میلیارد ریال عنوان کرد.
او گفت: سد تغذیه‌ای سارادان با ظرفیت 10‌هزار مترمکعب آب با هدف تغذیه مصنوعی دشت سرکهوران و کنترل سیلاب‌های رودخانه "کنارو" ساخته شده است.
وی افزود: سد "گلوگاه" زاهدان با اعتبار 110 میلیارد ریال از جمله سدهای در حال ساخت دولت نهم در این منطقه است که عملیات اجرایی آن از سال 1384 آغاز شده و 76 درصد پیشرفت اجرایی دارد.
او ادامه داد: عملیات اجرایی سد مخزنی "ماشکید علیا" سراوان با اعتبار 28 میلیارد ریال از دیگر مصوبات سفرهای هیات دولت به استان از سال 1385 آغاز شده است و تاکنون 83 درصد پیشرفت اجرایی دارد.
براساس آمارهای اعلام شده، با بهره برداری از چهار سد "ساردان، گلوگاه، ماشکیدعلیا و زیردان" حجم آب قابل استحصال در مخازن سیستان و بلوچستان به بیش از دو میلیارد مترمکعب خواهد رسید.
مدیر عامل شرکت آب منطقه ای سیستان و بلوچستان گفت: اکنون 700 میلیون مترمکعب آب در مخازن مختلف این استان ذخیره است.
وی شمار مخازن آبی استان را چهار منبع عنوان کرد و گفت: این مقدار آب در این مخازن ذخیره سازی شده است.
قزوینی افزود: در سه ماه گذشته بیش از 50 میلیون مترمکعب آب از مخازن آبی شهرستان زابل به علت آبرسانی به شهرها و تبخیر آب مصرف شده است.
قزوینی گفت: اکنون 17 سد در منطقه در حال مطالعه و آماده اجراست.
او بیان کرد: برنامه این شرکت در پایان روند سدسازی در استان، رساندن حجم مخازن آبی سیستان و بلوچستان به حدود 5/3 میلیارد متر مکعب است. 

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

رئیس سازمان آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان:

رئیس سازمان آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان:
كلاس‌های چند پایه عامل افت تحصیلی دانش‌آموزان سیستان و بلوچستان است

خبرگزاری فارس: رئیس سازمان آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان گفت: وجود كلاس‌های چند پایه و مدارس زیر حد نصاب در روستاها یكی از دلایل افت تحصیلی دانش‌آموزان استان است.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان، ابراهیم اعتصام در جلسه شورای آموزش و پرورش شهرستان زابلی از توابع شهرستان سراوان اظهار داشت: هم‌اكنون سه هزار و 500 كلاس چند پایه‌ای در مناطق مختلف استان وجود دارد.
وی تجمع مدارس و طرح روستا مركزی را از راهكارهای كیفیت‌بخش به امور آموزش دانست كه هم‌اكنون در دست اجرا است.
رئیس سازمان آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان افزود: برای سال تحصیلی جدید، مبلغ یك میلیارد و 200 میلیون تومان اعتبار برای اجرای طرح روستا مركزی به استان اختصاص یافته است.
اعتصام تصریح كرد: تاكنون 180 مدرسه شبانه‌روزی در استان احداث شده كه یك‌هزار دانش‌آموز در این مدرسه‌ها مشغول به تحصیل هستند.
در این جلسه بر احداث مراكز شبانه‌روزی در شهر زابلی و دهستان چاهوك شهرستان زابلی تصمیم‌گیری شد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

زابلی
.
Red pog.svg
زابلی
New Iran locator.PNG
اطلاعات کلی
نام رسمی: زابلی
کشور: ایران Flag of Iran.svg
استان: سیستان و بلوچستان
شهرستان: سراوان
بخش: زابلی
61°37′55″E27°07′53″N / ۶۱٫۶۳۱۹°شرقی°۲۷٫۱۳۱۴شمالی / 61.6319;27.1314
مردم
جمعیت: ۷٬۶۷۲
زبان‌ گفتاری: بلوچی
جغرافیای طبیعی
ارتفاعاز سطح دریا: ۱۲۶۴ متر

زابُلی یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران است.

 جمعیت

براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۷٬۶۷۲نفر (۱٬۵۶۰خانوار) بوده‌است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

خدمات اینترنتی گلزار

انواع ثبت نام های اینترنتی ،جستجوی مقالات

 و تحقیق،تایپ،اسکن، فروش کامپیوتر و انواع سیم کارت

۰۹۱۱۹۹۷۶۴۹۲

۰۹۱۵۹۹۱۹۹۶۹

۰۹۳۸۲۶۵۴۹۲۲

روبروی اداره پست

+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در پنجشنبه هفتم بهمن 1389 و ساعت 11:3 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:57 | نظر بدهید

جاذبه های گردشکری و اماکن تفریحی شهرستان زابلی

1-  کوه بیرک : بلند ترین نقطه این شهرستان ، رشته کوه بیرک(beark ) است که از مرکز زابلی شروع و پس از گذشتن از شهرستان خاش و اتصال به کوههای تفتان ، زاهدان و بیرجند به کوههای بینالود در استان خراسان متصل میشود . قله این کوه با 2750 متر ارتفاع دومین قله بلند استان پس از تفتان در استان می باشد که دارای آب و هوای مطبوع و معتدلی می باشد.

کوه بیرک علاوه بر کاربردهای مهم و استراتژیک دارای طبیعتی بسیار زیبا و در خور توجه با گونه های فراوان درختان و گیاهان داروئی از قبیل ازگند، کلپوره ، گواتک ، مور ، طوتری ، آویشن و ... که در سال های پر آب بسیاری از مردم و اهالی منطقه جهت جمع آوری این گیاهان و سایر صمغ ها ی داروئی و همچنین قارچ های محلی به این منطقه می آیند، همچنین از کوه بیرک به لحاظ وجود گونه های جانوری از جمله یوز پلنگ، قوچ و بز کوهی ، گرگ ، کفتار و پرندگان نادر مانند کبک ع تیهو ة هوبره و .. یاد میشود.


وجود غارهای طبیعی با طول بیش از 100متر- وجود انواع معادن از قبیل آهن ، منیزیم، پنبه نسوز ،تالک و ...  نیز از دیگر مزایای این کوه عظیم  و شهرستان میباشد.

2-  ماهانی : دارای مناظر طبیعی زیبا  همراه با چشمه و سرسبزی، و دارای صخره های بلند جهت صخره نوردی ، فاصله تا مرکز شهر 15 کیلومتر میباشد در قسمت شمالی کوه بیرک واقع گردیده است مسیر دسترسی – جاده پیرچاه ، بالاتر از دکل صدا و سیما.

3-  گیشتک  : دارای چشم اندازهای طبیعی و دیدنی چشمه، دارای آبشارهای طبیعی مناسب  جهت کوهنوردی ، منظر سرسبز، جذاب  و زیبا . فاصله تا مرکز شهر 13 کیلومتر میباشد . مسیر دسترسی -  قسمت شمال موه بیرک کیلومتر 7 جاده سوران زابلی

4-  کلک و رزی : سبز و جذاب  دارای چشمه های زیبا و مناظر طبیعی و نخلستان های سرسبز فاصله تا مرکز شهر 25کیلومتر میباشد . مسیر دسترسی- جاده زابل یبه سر شهران دامنه جنوبی کوه بیرک مقابل روستای عزیز آباد.

5-  کاشکایی: دارای مناظر طبیعی و چشم اندازهای بدیع ، دارای صخره جهت کوهنوردی و نخلستان های زیبا و سرسبز فاصله تا مرکز شهر 30 کیلومتر. مسیر دسترسی- کیلومتر 30جاده  زابلی به ایرانشهر

6-  جنگل پدگان : دارای مناظر طبیعی و درختان سرسبز به طول بیش از 2 هکتار ، پارک طبیعی جنگلی در کلیه فصول سال – چشم اندازهای طبیعی سد رگنتک ، ماهیگیری ، شکار پرندگان و قایقرانی فاصله تا مرکز شهر 60 کیلومتر مسیر دسترسی پایین تر از روستای رگنتک

7-  سد ماشکید علیا: قایقرانی ، ماهیگیری ، دارای مناظر طبیعی بکر ، پیاده روی و کوهنوردی فاصله تا مرکز شهر 30 کیلومتر مسر دسترسی – پایین تر از روستای کهن کهور

8-  پٌل آباد: مزارع سبز گندم زاز ، نخلستان ، دارای آب زلال قنات و درختان انار ، انگور و انجیر فاصله تا مرکز شهر 3 کیلومتر مسیر دسترسی – جاده زابلی به قادرآباد.

9-     دره جُِدگ : دارای مناظر طبیعی و سرسبز و عمق تقریبی 800متر مسر دسترسی – شمال غربی روستای انجیرک

10- نخلستان زابلی :  شامل نخلستان های سرسبز و سر درختان خرمای سربه فلک کشیده  بهر آباد ، زابلی ، نوک آباد ، شاشکی و کهن شهر.

11- قلعه زابلی : قلعه حکمرانی زابلی ( مگس)که در مرکز شهرستان واقع گردیده و در فهرست آثار ملی به ثبت رسده است و قدمت ان بیش از 450 سال میرسد.

12- غارها:  یکی از غارها در غربی ترین قسمت کوه بیرک نرسیده به ایرندگان  با فاصله 25 کیلومتر از مرکز شهرستان واقع گردیده است و دیگری در کوه گر روستای مولتان با فاصله 3کیلومتر از روستای مذکور واقع گردیده است.

 
+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:56 | نظر بدهید

جاذبه های گردشکری و اماکن تفریحی شهرستان زابلی

1-  کوه بیرک : بلند ترین نقطه این شهرستان ، رشته کوه بیرک(beark ) است که از مرکز زابلی شروع و پس از گذشتن از شهرستان خاش و اتصال به کوههای تفتان ، زاهدان و بیرجند به کوههای بینالود در استان خراسان متصل میشود . قله این کوه با 2750 متر ارتفاع دومین قله بلند استان پس از تفتان در استان می باشد که دارای آب و هوای مطبوع و معتدلی می باشد.

کوه بیرک علاوه بر کاربردهای مهم و استراتژیک دارای طبیعتی بسیار زیبا و در خور توجه با گونه های فراوان درختان و گیاهان داروئی از قبیل ازگند، کلپوره ، گواتک ، مور ، طوتری ، آویشن و ... که در سال های پر آب بسیاری از مردم و اهالی منطقه جهت جمع آوری این گیاهان و سایر صمغ ها ی داروئی و همچنین قارچ های محلی به این منطقه می آیند، همچنین از کوه بیرک به لحاظ وجود گونه های جانوری از جمله یوز پلنگ، قوچ و بز کوهی ، گرگ ، کفتار و پرندگان نادر مانند کبک ع تیهو ة هوبره و .. یاد میشود.


وجود غارهای طبیعی با طول بیش از 100متر- وجود انواع معادن از قبیل آهن ، منیزیم، پنبه نسوز ،تالک و ...  نیز از دیگر مزایای این کوه عظیم  و شهرستان میباشد.

2-  ماهانی : دارای مناظر طبیعی زیبا  همراه با چشمه و سرسبزی، و دارای صخره های بلند جهت صخره نوردی ، فاصله تا مرکز شهر 15 کیلومتر میباشد در قسمت شمالی کوه بیرک واقع گردیده است مسیر دسترسی – جاده پیرچاه ، بالاتر از دکل صدا و سیما.

3-  گیشتک  : دارای چشم اندازهای طبیعی و دیدنی چشمه، دارای آبشارهای طبیعی مناسب  جهت کوهنوردی ، منظر سرسبز، جذاب  و زیبا . فاصله تا مرکز شهر 13 کیلومتر میباشد . مسیر دسترسی -  قسمت شمال موه بیرک کیلومتر 7 جاده سوران زابلی

4-  کلک و رزی : سبز و جذاب  دارای چشمه های زیبا و مناظر طبیعی و نخلستان های سرسبز فاصله تا مرکز شهر 25کیلومتر میباشد . مسیر دسترسی- جاده زابل یبه سر شهران دامنه جنوبی کوه بیرک مقابل روستای عزیز آباد.

5-  کاشکایی: دارای مناظر طبیعی و چشم اندازهای بدیع ، دارای صخره جهت کوهنوردی و نخلستان های زیبا و سرسبز فاصله تا مرکز شهر 30 کیلومتر. مسیر دسترسی- کیلومتر 30جاده  زابلی به ایرانشهر

6-  جنگل پدگان : دارای مناظر طبیعی و درختان سرسبز به طول بیش از 2 هکتار ، پارک طبیعی جنگلی در کلیه فصول سال – چشم اندازهای طبیعی سد رگنتک ، ماهیگیری ، شکار پرندگان و قایقرانی فاصله تا مرکز شهر 60 کیلومتر مسیر دسترسی پایین تر از روستای رگنتک

7-  سد ماشکید علیا: قایقرانی ، ماهیگیری ، دارای مناظر طبیعی بکر ، پیاده روی و کوهنوردی فاصله تا مرکز شهر 30 کیلومتر مسر دسترسی – پایین تر از روستای کهن کهور

8-  پٌل آباد: مزارع سبز گندم زاز ، نخلستان ، دارای آب زلال قنات و درختان انار ، انگور و انجیر فاصله تا مرکز شهر 3 کیلومتر مسیر دسترسی – جاده زابلی به قادرآباد.

9-     دره جُِدگ : دارای مناظر طبیعی و سرسبز و عمق تقریبی 800متر مسر دسترسی – شمال غربی روستای انجیرک

10- نخلستان زابلی :  شامل نخلستان های سرسبز و سر درختان خرمای سربه فلک کشیده  بهر آباد ، زابلی ، نوک آباد ، شاشکی و کهن شهر.

11- قلعه زابلی : قلعه حکمرانی زابلی ( مگس)که در مرکز شهرستان واقع گردیده و در فهرست آثار ملی به ثبت رسده است و قدمت ان بیش از 450 سال میرسد.

12- غارها:  یکی از غارها در غربی ترین قسمت کوه بیرک نرسیده به ایرندگان  با فاصله 25 کیلومتر از مرکز شهرستان واقع گردیده است و دیگری در کوه گر روستای مولتان با فاصله 3کیلومتر از روستای مذکور واقع گردیده است.

 
+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:56 | نظر بدهید


واحد خدمات شهر و فضای سبز

 

1- خریدونخل کاری بلوارهای شهر بطول تقریبی 5/2کیلومتر

2- تهیه ونصب 10عددمیله پرچم بهمراه پرچم جهت تجهیز مبلمان شهری وزیباسازی منظرشهری

3- انجام تنظیفات ورفت وروب روزانه معابرشهروجمع آوری وانتقال زباله ها بمیزان  15تن درروز

4- خریدونصب تعداد 22عددسطل زباله بزرگ جهت جمع آوری هرچه بهترزباله های سطح شهر

5-جمع آوری زباله های منازل مسکونی  درشب توسط ماشین زباله کش طبق برنامه منظم،جمع آوری زباله های ادارات،مدارس وخوابگاههادرهرروز توسط ماشین زباله کش

6- خرید وحمل تعداد  4000اصله نهال جهت کاشت درپارک شهر،بلوارهاومیادین ونیزتحویل به شهروندان واداره جات بمنظورتوسعه فضای سبز خانگی

7-تحویل رایگان وحمل تعداد2000اصله انواع نهال ازسازمان منطقه آزاد چابهار

8-نامگذاری میادین ومعابرشهر،خریدو نصب 39عدد تابلوی اسامی میادین ومعابر(اولین باردرشهر) ونیزخریدونصب 16 عددتابلوی راهنمای اداره جات

9- خریدونصب 30عدد تابلوی راهنمائی ورانندگی (اولین باردرشهر)

10- نگهداری فضای سبزموجودو آبیاری بصورت روزانه بمیزان حدود70مترمکعب درروز

11- اتلاف سگهای ولگرددر7 مرحله وبه تعداد100 قلاده

12- جمع آوری احشام سرگردان

13- انجام 10 مورد عملیات آتشنشانی(اطفای حریق) .

14- جمع آوری دستفروشان میوه وسبزی ازکنارخیابان وساماندهی آنها.

15- جلوگیری ازخریدوفروش حیوانات اهلی کنارمعابروهدایت آنها به محل مشخص شده.

16-جمع آوری آبهای راکددرسطوح معابر آسفالته بااستفاده ازکفکش درفصول بارندگی(راکد ماندن آبهابدلیل شیب بندی نامناسب معابربوده که شهرداری بمنظور رعایت مسائل بهداشتی وتسهیل دررفت وآمدشهروندان نسبت به حمع آوری آبهای راکد اقدام نموده است.)

17- راه اندازی چاه پارک شهرو اجاره دو حلقه چاه دیگر جهت آبیاری فضای سبزشهری وسایر مصارف شهرداری.

18-پیگیری اخذ مجوزو راه اندازی تاکسی بیسیم شهرجهت رفاه حال شهروندان

19-پیگیری و خرید انشعاب برق ایستگاه آتشنشانی وپارک شهر

20-خریدونصب 27عدد چراغ پایه روشن ورقص نورجهت زیباسازی ونورپردازی منظرشهری

21-خریدونصب دودستگاه آبسردکن جهت استفاده شهروندان

22- خریدیک دستگاه ماشین چمن زنی

23-مکاتبه وپیگیری جهت احداث یک واحدزمین چمن مصنوعی  مینی فوتبال درشهرزابلی که باموافقت ودستور استاندارمحبوب ودلسوز جناب آقای مهندس آزادبزودی توسط سازمان پارکها وفضای سبزشهرداری زاهدان وبااعتباری بالغ بر500 میلیون ریال اجراخواهدگردید.

24- ارائه گزارش عملکردماهیانه بمنظورشناسائی میزان عملکردوفعالیت درطول ماه

25-  مکاتبه بااداره برق شهرستان سراوان وپیگیری مستمرجهت تأمین روشنائی معابر شهر

-لازم بذکراست کل چراغهای موجود جهت تأمین روشنائی معابرقبل ازدوره گزارش عملکرد 135 شعله بوده که باپیگیریهای بعمل آمده ومساعدت مسئولین به 350 شعله افزایش یافته است.

26- خرید تجهیزات آتشنشانی شامل ست امدادونجات،لباس نسوز،لباس عملیاتی،دستگاه تنفسی ،کلاه ایمنی،پوتین ونیزشارژنمودن کپسولهای آتشنشانی

27- رفع سدمعبردرسطح شهر

 

+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:54 | نظر بدهید


واحد خدمات شهر و فضای سبز

 

1- خریدونخل کاری بلوارهای شهر بطول تقریبی 5/2کیلومتر

2- تهیه ونصب 10عددمیله پرچم بهمراه پرچم جهت تجهیز مبلمان شهری وزیباسازی منظرشهری

3- انجام تنظیفات ورفت وروب روزانه معابرشهروجمع آوری وانتقال زباله ها بمیزان  15تن درروز

4- خریدونصب تعداد 22عددسطل زباله بزرگ جهت جمع آوری هرچه بهترزباله های سطح شهر

5-جمع آوری زباله های منازل مسکونی  درشب توسط ماشین زباله کش طبق برنامه منظم،جمع آوری زباله های ادارات،مدارس وخوابگاههادرهرروز توسط ماشین زباله کش

6- خرید وحمل تعداد  4000اصله نهال جهت کاشت درپارک شهر،بلوارهاومیادین ونیزتحویل به شهروندان واداره جات بمنظورتوسعه فضای سبز خانگی

7-تحویل رایگان وحمل تعداد2000اصله انواع نهال ازسازمان منطقه آزاد چابهار

8-نامگذاری میادین ومعابرشهر،خریدو نصب 39عدد تابلوی اسامی میادین ومعابر(اولین باردرشهر) ونیزخریدونصب 16 عددتابلوی راهنمای اداره جات

9- خریدونصب 30عدد تابلوی راهنمائی ورانندگی (اولین باردرشهر)

10- نگهداری فضای سبزموجودو آبیاری بصورت روزانه بمیزان حدود70مترمکعب درروز

11- اتلاف سگهای ولگرددر7 مرحله وبه تعداد100 قلاده

12- جمع آوری احشام سرگردان

13- انجام 10 مورد عملیات آتشنشانی(اطفای حریق) .

14- جمع آوری دستفروشان میوه وسبزی ازکنارخیابان وساماندهی آنها.

15- جلوگیری ازخریدوفروش حیوانات اهلی کنارمعابروهدایت آنها به محل مشخص شده.

16-جمع آوری آبهای راکددرسطوح معابر آسفالته بااستفاده ازکفکش درفصول بارندگی(راکد ماندن آبهابدلیل شیب بندی نامناسب معابربوده که شهرداری بمنظور رعایت مسائل بهداشتی وتسهیل دررفت وآمدشهروندان نسبت به حمع آوری آبهای راکد اقدام نموده است.)

17- راه اندازی چاه پارک شهرو اجاره دو حلقه چاه دیگر جهت آبیاری فضای سبزشهری وسایر مصارف شهرداری.

18-پیگیری اخذ مجوزو راه اندازی تاکسی بیسیم شهرجهت رفاه حال شهروندان

19-پیگیری و خرید انشعاب برق ایستگاه آتشنشانی وپارک شهر

20-خریدونصب 27عدد چراغ پایه روشن ورقص نورجهت زیباسازی ونورپردازی منظرشهری

21-خریدونصب دودستگاه آبسردکن جهت استفاده شهروندان

22- خریدیک دستگاه ماشین چمن زنی

23-مکاتبه وپیگیری جهت احداث یک واحدزمین چمن مصنوعی  مینی فوتبال درشهرزابلی که باموافقت ودستور استاندارمحبوب ودلسوز جناب آقای مهندس آزادبزودی توسط سازمان پارکها وفضای سبزشهرداری زاهدان وبااعتباری بالغ بر500 میلیون ریال اجراخواهدگردید.

24- ارائه گزارش عملکردماهیانه بمنظورشناسائی میزان عملکردوفعالیت درطول ماه

25-  مکاتبه بااداره برق شهرستان سراوان وپیگیری مستمرجهت تأمین روشنائی معابر شهر

-لازم بذکراست کل چراغهای موجود جهت تأمین روشنائی معابرقبل ازدوره گزارش عملکرد 135 شعله بوده که باپیگیریهای بعمل آمده ومساعدت مسئولین به 350 شعله افزایش یافته است.

26- خرید تجهیزات آتشنشانی شامل ست امدادونجات،لباس نسوز،لباس عملیاتی،دستگاه تنفسی ،کلاه ایمنی،پوتین ونیزشارژنمودن کپسولهای آتشنشانی

27- رفع سدمعبردرسطح شهر

 

+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:54 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:53 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:53 | نظر بدهید

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

استان سیستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و عشایر که ایلات بلوچ را تشکیل می دهند و غیر ساکن هستند، تقسیم می شوند.

 

اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم استان سیستان و بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم می یابند.

 

جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه  است، توسط زنان سیستان و بلوچستان انجام می شود.

 

مهمترین رشته های صنایع دستی رایج در استان عبارتست از:

قالی بافی، گلیم بافی، سفالگری، حصیر بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آیینه دوزی، پریوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سیاه دوزی.

 قالی بافی:

شروع قالیبافی در سیستان به دو هزارسال پیش برمی گردد که اقوام سکایی در دشت زرخیز سیستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گلیم می بافتند و نمد تولید می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتایی واقع در سیبری، قالی، گلیم و نمد به دست آمده است.

 

در نوشته های اوایل دوره اسلامی، سیستان دارای بهترین بافته های ابریشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سیستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازیریک" نشان می دهد که این قالی توسط اقوام سکایی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستین کسانی بودند که بافته هایی بسیار زیبا از خود به جای گذاشته اند.

 

طرحهای قالی سیستان شبیه به نقش های ترکمن است و نقش های اصیلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غیره که در اکثر نقاط ایران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قدیمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده اند.

 

قالی بافان سیستانی به واسطه زندگی غیر ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغییر یافته است.

 گلیم بافی:

از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که هم در سیستان و هم در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند.

نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.

 سوزندوزی:

بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آیند.

در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی   نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.

سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه  به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد.

پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی "گوپتان" نامیده می شود.

سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.

از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد.

پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.

 خامه دوزی:

خامه دوزی بسیار شبیه سوزندوزی بلوچ است با این تفاوت که در آن فقط از نخ سفید یک رنگ استفاده می شود. این هنر تنها در روستاهای سیستان رواج دارد.

محصولات خامه دوزی شامل عرقچین، لباس، پیش سینه، جانماز، رومیزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهیه می شود.

 سیاه دوزی:

نوع دیگر سوزندوزی در سیستان، سیاه دوزی است که در آن از نخ سیاه ابریشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گیرد.

خامه دوزی و سیاه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بین اهالی سیستان خرید و  فروش می شود.

 سکه دوزی:

تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و  خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند.

به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

 سفالگری:

کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در  30 کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد.

سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می شود.

در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و  با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است.

مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و ... است.


+

محمدنوراربابی و با همکاری آقای سپاهی عبدالباسط
+ نوشته شده توسط محمد نوراربابی.دان مدیریت دولتی در پنجشنبه چهارم آذر 1389 و ساعت 14:43 | نظر بدهید

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

اعضای محترم شورای اسلامی


                شهرستان زابلی


1-حاج آقامحمدافشاری


2- حاج آقا صدیق سپاهی


3-آقای محمد انور سندکزهی


4-آقای جهانبخش کرد زابلی


5- آقای رستگار آزادی


نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

بیمارستان :

بیمارستان شهرستان زابلی در شمال غربی این

شهرستان در جنوب  صدا سیمای قدیم به مساحت

5هکتاردر حال احداث است اگرچه الان برای یک شهر

تازه به شهرستان رسیده کافیست .


آیا برای چند سال بعد جوابگو می باشد؟

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

فرماندار شهرستان زابلی گفت: در حال حاضر 164 طرح عمرانی با اعتبار 200 میلیارد ریال در شهرستان زابلی در حال اجراست.

 

غلامرضا خدادادی در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ سیستان و بلوچستان، افزود: مهمترین طرح این شهرستان پل ماشكید که از مصوبات دور اول سفر ریاست جمهوری و 70 کیلومتر راه روستایی است.

 

وی ادامه داد: این طرح حداقل  40 درصد و حداکثر 95 درصد پیشرفت اجرایی دارد.

 

وی افزود: وجود منابع غنی معادن و سنگهای تزیینی و صنعتی کروم و سنگ پودر تالك و سنگ آهن و سنگ گرافیت از مزیت های شهرستان زابلی است.

 

خدادادی اظهار داشت: در بخش کشاورزی نیز وجود مزارع  وسیع و حاصلخیز و  وجود رودخانه ماشکید و سد رگنپوك و نخلستانهای بزرگ با تولید سالانه  3 تن خرمای مضافتی و آجر شیلی از توانمندی های دیگر این شهرستان است.

 

وی بیان کرد: بهره برداری از سنگ کروم و پودر تالک در حال انجام  است و فرمانداری در این طرح امکانات زیر بنایی از جمله راه دسترسی به این مناطق را فراهم کرده است.

 

وی گفت: بیشتر افراد در شهرستان زابلی به کشاورزی و دامداری اشتغالدارند و تنها یک مرغداری صنعتی در این  شهرستان وجود دارد.

+
پـُـلـّیــں محمد نور



شمئے وبلاگ باز جوان انت. گهتر اَت که بلاگ ءَ نام هما «مه گاس» یا که مگس بوتیــں. دگه ایش که ماں رودراتکی بلوچستان بزاں هما بهر که گوں پاکستان ءَ هور اِش ترینتگ ءُ هنوں پنجاپی یانی ایردست انت دو شهر هست انت. یکـے ءِ نام « بـُرزی مگس» انت ءُ دگرے « جهلی مگس» انت. اوداں مگسی
ٹک ( قبیله) نندوک انت. اے یک مزنیـں قبیله اے انت.
اگاں اے باروا پٹ ءُ لوٹ ( تحقیق) به بوتیں باز زبر اَت. پرچا که بوت کنت که آ مگسی مردم یک دؤرے چه همے مگس ءَ بزاں «مه گاس» لڈ ءُ بار کرتگ ءُ اوداں رپتگ ءُ جاهمنند بوتگنت.
بوت کنت که «مه گاس» ءِ تاریخ باز پیسرتر چه اسلام ءَ به بیت. باریـں شما سهی ایت که اے باروا کنکاش یا باستان شناسی بوتگ؟
من اشکتگ که مگس ءِ یک جاگهے ءِ نام «کلا بے رند» بزان بے رندیــں کلات انت.

دگه گپـے ایش انت که کلابے رند ءِ جهلی نیمگ ءَ یک جاگهے ءِ نام « گــُـدَر»انت. بوت کنت
که گدر پیسرا « گذر» بوتگ بزاں کلابے رند ءِ دروازگ یا
گذرگاه بوتگ. دگه گپ ایش انت که بوت کنت مگس ءِ کلات ءَ چنت کرن پیسرتر کلابے رند ءِ جنـد « مه گاس» ءِ شهر بوتگ.
محمد نور جان چه ما پیریناں وَ گوستگ بلئے باز جوان انت که اے باروا بزاں «مه گاس» ءِ تاریخ ءِ باروا شما که یا دگه کسے پٹ ءُ پول ( تحقیق) بکنت

پـُـلـّیــں محمد نور

مزنیں بهرے چه بلوچستان ءِ تاریخ نبیسگ بوتگ ءُ تاریخ زانتانے چوش که میر گل خان نصیر، لاله
هتورام ( هندوستانی تاریخ زانتے )، ملک محمد پناه، مهراب سرجویی، عبدالودود سپاهی ءُ دگه
لهتین ندکار ( نبیسوک) بلوچستان ءِ تاریخ ءِ باروا وتی کتاب هم نبشتگ انت. البت پارس نبیسوک هم په وتی منّ ءَ بلوچستان ءِ تاریخ ءَ چنت کتاب نبشتگ که گیشتر «تحریف تاریخ» انت. اگاں چه آ ( تحریف نگاران فارس) ناچار انت په نادلسری بلوچستان ءِ چنت هزار سالیگین تاریخ ءَ به من انت بلئے باز کوشست اِش کتگ که مئی گوستگیں تاریخی دورانی باروا« تحریف نگاری» بکننت.

پـُـلـّیــں محمد نور
ترا وانگ ءُ شریں کتابانی وانگ بلوچستان ءِ تاریخ، مئی کومی هویت، راجی فرهنگ ءُ شهدیں بلوچی زبان ءِ باروا زانتکار تر کنت.



سوبین ءُ زانتکارتر باتئے۔


کوه بیرک کهــن مگاری
+ نوشته نظرات

شهردار زابلی گفت: شهر زابلی یكی از شهرهای جوان استان است و شهرهای جوان با توجه به رشد سریع خود همیشه دارای دو بخش جدید و قدیم هستند كه بخش عظیمی از شهر زابلی را بافت فرسوده شامل می شود.

 

عبدالحكیم آصفی در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ سیستان و بلوچستان، افزود: با توجه به اینكه مردم شهر زابلی از درآمد كافی برخوردار نیستند و از تسهیلات ویژه ساخت و ساز زیاد بهره مند نمی باشند، پیگیری هایی با مسكن و شهرسازی انجام شده تا طرح جامع بافت فرسوده شهر زابلی اجرا گردد و در صورت تامین اعتبار مطالعات این طرح و قرار گرفتن تسهیلات به شهروندان زابلی، بافت فرسوده این شهر نیز بازسازی می شود.

 

وی تصریح كرد: شهرداری زابلی اقدامات خوبی در رابطه با نهضت آسفالت انجام داده كه 58 هزار از معابر و خیابانهای شهر زابلی آسفالت و زیر سازی شده كه از این تعداد 20 هزار متر مربع طرح نهضت آسفالت بوده است.

 

شهردار زابلی در ادامه گفت: از دیگر اقدامات انجام شده اجرای 5/8 كیلومتر جدول‌گذاری خیابانهای شهر بوده و میزان 11 هزار متر مربع نیز پیاده رو سازی در شهر اجرا شده است.

 

وی همچنین از ساماندهی بازارچه های محلی شهر خبر داد و گفت: بنا به درخواست خود مردم زمینی به مساحت 3500 متر مربع در نظر گرفته كه در این زمینه حدود 230 غرفه جانمایی شده كه ویژگیهای مهم این طرح علاوه بر مشاركت مستقیم خود مردم برای 230 نفر اشتغال مستقیم و 500 نفر به طور غیر مستقیم اشتغال زایی شده است.

 

آصفی گفت: پروژه مهم دیگر احداث بازارچه محلی میوه و تره بار شهر است كه این بازارچه در زمینی به وسعت 600 متر مربع راه اندازی شده است.

 

شهردار زابلی در پایان گفت: با توجه به سال 89 كه سال همت مضاعف و كار مضاعف نام گذاری شده شهرداری زابلی نیز در راستای تحقق این امر مهم تمام تلاش و كوشش خود را برای آبادانی شهر و رضایت مردم شهر زابلی در اجرای طرح های مهم عمرانی و خدماتی همت و كار مضاعف را با همكاری خود مردم به اجرا خواهد گذاشت.


+

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

باستناد مصوبه شماره 161431/ ت 38028ك مورخ 4/ 10/ 86 هیات محترم دولت شهرستان زابلی به مركزیت شهرزابلی از تركیب بخش مركزی، بخش آشار و 33 روستا از بخش مركزی ایرانشهر ایجاد گردیده و در تاریخ 11/10/88 همزمان با دور دوم سفر ریاست محترم جمهوری و هیات دولت ب

مقدمه :
شهرستان زابلی تا قبل از سلسله پهلوی و ابتدایی آن به مه گاس
( شهر بزرگ ) معروف بوده است و در حركتی كه به منظور ایرانی كردن اسامی انجام گرفت واژه مگس به زابلی تغییر نام یافت در حالی كه مگس یك واژه پهلوی است كه از دو جزء ( مه = بزرگ ) و ( گاس = شهر ، جا ) تشكیل شده است و این نامگذاری حكایت از این دارد كه روزگاری در این منطقه شهری بزرگ و بااهمیت وجود داشته است و به این دلیل به مه گاس و سپس به مگس مشهور شده است .
شهرستان زابلی دارای جمعیتی حدود 52000 هزار نفر از قومیت بلوچ ، معتقد به دین اسلام و مذهب تسنن می باشند كه به زبان بلوچی تكلم می كنند و طرح لباس این مردم، محلی بلوچی می باشد . شهرستان دارای دو بخش مركزی و آشار می باشد.

شهرستان زابلی با 42/61 درجه طول جغرافیایی و 18/27 درجه عرض و 6200 كیلومتر مربع مساحت یكی از مناطق قدیمی است كه در یك چند راهی بین شهرستانهای ، ایرانشهر، سرباز، سیب سوران و خاش قرار دارد. دارای راه ارتباطی آسفالته به شهرستانهای فوق الذكر می باشد واز طریق جاده آسفالته ای كه به منتهی الیه غرب این شهرستان كشیده شده به بخش ایرندگان شهرستان خاش ارتباط دارد . در تقسیمات جدید 33 روستا و مكان مسكونی از بخش مركزی ایرانشهر 7 روستا از دهستان نسكند سرباز و بخش آشار از شهرستان سرباز انتزاع و به زابلی الحاق گردیده است.این امر باعث گستردگی شهرستان جدید شده است.
زابلی یكی از مناطق بلند و كوهستانی استان است و با داشتن حدود 1200 تا 1300 متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع ترین شهرستان در بین شهرستانهای مجاور می باشد. بلندترین نقطه این منطقه رشته كوه بیرك ( ( BEARK است كه از زابلی شروع شده و پس از گذشتن از منطقه خاش و اتصال به كوههای تفتان و زاهدان و بیرجند به كوههای بینالود در خراسان متصل می شود قله این كوه با 2750 متر ارتفاع بلندترین قله پس از تفتان در استان می باشد وبه این دلیل آب وهوای معتدلی دارد.
طبیعت بكروكوهستانی بیرك یكی از جاذبه های گردشگری شهرستان است كه در آن انواع گیاهان دارویی خودرو از قبیل ازگند،كلپوره، گواتك، مور؛ توتری، آویشن و... حاصل میشود

توانمندیهای شهرستان
كشاورزی : فعالیت اكثرمردم منطقه زابلی كشاورزی و دامپروری می باشد.محصولات عمده منطقه زابلی عبارتند از :گندم، جو، ذرت، برنج ، یونجه، حبوبات، انار، خرما و انواع سبزیها
زابلی دارای دشتهای وسیع و حاصلخیزی می باشد با توجه به آب و هوای معتدل و گونه های مختلف گیاهی در آن قابل كشت و بهره برداری است خوشبختانه پس از انقلاب توسط جهاد كشاورزی و وزارت نیرو كارهای خوبی جهت مهار آبهای سطحی به منظور تقویت سفره های زیر زمینی صورت گرفته و اخیرا سد بزرگ ذخیره ای ماشكید علیا با ظرفیت 67 میلیون لیتر مكعب آب با هدف تامین آب شرب شهرهای زابلی، سوران و هیدوچ در شرف اتمام است و همچنین با عنایت به این كه بیشترین قنات ومزارع كشاورزی در غرب شهرستان واقع است، احداث سد سنگلك از درخواستهای مكرر كشاورزان منطقه می باشد.
خرما : از محصولات با كیفیت و مهم شهرستان است، با احداث كارخانه صنایع بسته بندی و تبدیلی خرما بسیاری از مشكلات از جمله اشتغال و اقتصاد منطقه حل خواهد شد.
معادن : بنابر بررسیهای بعمل آمده توسط كارشناسان داخلی و خارجی( چینی، ایتالیایی ) در منطقه زابلی معادن بسیار زیادی از قبیل آهن، منیزیم، پنبه نسوز، تالك و... وجود دارد كه طی سالهای گذشته و 1382 فاز یك مطالعات معادن كوه بیرك انجام شده است. و با فعال شدن معادن كوه بیرك اشتغال ایجاد شده و باعث رونق اقتصادی شهرستان خواهد شد.

گاز و راه آهن : با توجه به این كه زابلی بر سر چهار راه شهرستانهای خاش، سوران، ایرانشهر، سرباز و چابهار قرار دارد با عبور لوله گاز( لوله صلح ) و خط آهن از زابلی و احداث كارخانجات پتروشیمی و فعال كردن معادن كمك بزرگی به اشتغال ودرآمد ملی خواهد شد.
بازارچه مرزی ایرافشان: بااحداث بازارچه مرزی ایرافشان مشكل ورود غیرقانونی محصولات از مرز حل خواهدشد.

گردشگری وتوریسم : زابلی دارای هوایی معتدل و طبیعتی بكر برای جذب گردشگران دارد و ازمكان های گردشگری زابلی می توان دامنه های كوه بیرك، گیشتك، ماهانی، كلك ، جنگل طبیعی پدگان، دره سبز، رگنتك، كاشكایی، غار مولتان و بیرك، نخلستان های پل آباد، مه گس، قلعه زابلی و... را نام برد.
كارخانه شن و ماسه : عبور رودخانه ماشكید از شهرستان منبع بزرگی است برای راه اندازی صنایع شست و شوی شن و ماسه.

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات() 

زابلی

عملکرد واحد مالی –اداری

 

1- اصلاح ونظام بخشی ساختاراداری، تعریف ومشخص نمودن وابلاغ چهارچوب کاری وشرح وظایف پرسنل وتقسیم کارهامطابق احکام ابلاغ شده

2-تشکیل جلسات اداری داخلی بصورت منظم با حضورکلیه کارمندان وکارگرانجهت پیگیری امورات محوله ومکاتبات

ارجاع شده،تبادل نظروشناسائی نقاط ضعف واحدها جهت عملکرد بهتروسریعتر

3-بروزرسانی وساماندهی بایگانی مکاتبات اداری ،تفکیک بایگانی مکاتبات وخرید لوازم موردنیازبایگانی اداری شامل کمدبایگانی،زونکن و...

4- تهیه دفاتراندیکاتوربرای کلیه واحدها بمنظورثبت وتحویل نامه های ارجاع شده به آن واحد،جهت پیگیری آسان وجلوگیری ازبی انضباطی اداری

5-ارائه گزارش عملکردماهیانه بمنظورشناسائی میزان عملکردوفعالیت درطول ماه

6- جمع آوری وارائه گزارشات عملکرد ماهیانه کلیه واحدها

7- تایپ کلیه مکاتبات اداری

8- طراحی آرم  شهرداری،چاپ سربرگهای جدید اداری و پاکات نامه باآرم طراحی شده

9- تشکیل وتکمیل  پرونده پرسنلی کلیه کارگران وکارمندان ،صدور اخطارکتبی به پرسنل جهت رعایت نظم وانضباط اداری،نظارت برحضوروغیاب وکنترل ورود وخروج پرسنل وصدور25فقره تقدیر نامه برای پرسنل

10- تهیه وتنظیم فرم ارزشیابی کارکنان وصدوراحکام حقوقی وانجام اصلاحیه ها

11- صدورحکم مرخصی پرسنل به تعداد 225 فقره

12- صدورحکم مأموریت اداری به تعداد  408 فقره

13- مکاتبه وپیگیری جهت استخدام پرسنل جدید دررده کارشناسی(فنی ومهندسی-مالی وادا

فرماندار شهرستان زابلی خواستار ایجاد نمایندگی های ادارات در این شهرستان شد

 

فرماندار شهرستان زابلی گفت: شهر تازه تاسیس زابلی که به همت دولت نهم از بخش به شهرستان ارتقاء یافت نیازمند انجام فعالیت های زیربنایی و عمرانی گسترده وایجاد نمایندگی ادارات دراین شهرستان در جهت خدمت رسانی است.

غلامرضا خدادادی در جلسه شورای اداری سیستان و بلوچستان افزود: این شهرستان دارای توانمندیهای قابل توجهی در بخش کشاورزی است و عمده محصولات آن شامل گندم، جو، ذرت، برنج، یونجه و حبوبات است .

او با قدردانی خدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به این شهرستان بیان کرد: راه اندازی سدماشکید علیا 67 میلیون متر مکعب آب، برق دار شدن 95 درصد روستا، ساخت 242 کیلومتر راه اصلی و فرعی آسفالته و داشتن 161 روستا دارای آب آشامیدنی از اقدامات موثر نظام به این شهرستان است.

او ادامه داد: این شهر ستان با داشتن کوه بیرگ که بعد از تفتان بزرگترین کوه در استان به شمار می رود از جاذبه های گردشگری بی نظیر سراوان به شمار می رود.

فرماندار زابلی راه اندازی مجتمع گردشگری و توریسم را یکی از مصوبات خوب دور دوم سفر ریاست جمهوری این شهر ستان عنوان کرد.

خدادادی  افزود:خوشبختانه دردولت نهم این شهرستان به سوی توسعه و شکوفایی گام بر می دارد وامیدواریم این اقدامات موثر تقویت شود.

وی تاکید کرد: این شهرستان با توجه به اینکه تنها 5 ماه از تولد آن می گذرد و نیازمند اجرایی برنامه های توسعی بر اساس شاخص ها وتوانمندی ها است.

او احداث پل بر روی سدماشکید به آشار را یکی از خواسته های مردم این شهرستان اعلام کرد و از استاندار خواست که برای احداث این پل اعتبارات در سال جاری به ساخت آن اختصاص یابد.

خدادادی با اشاره به همین دوره انتخابات ریاست جمهوری افزود: این شهرستان نیزهمانند سایر شهرستان های استان از جنب و جوش انتخاباتی برخوردار و 38 شعبه اخذ رای برای جمع آوری آرای مردم این شهرستان پیش بینی شده است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 بهمن 1389    | توسط: محمد نور اربابی    |    |
نظرات()